قرار نيست من پهلوان «كوهستاني» باشم

 

بهنام ناصح

 

گپي كوتاه با محسن كوهستاني (پيانيست و آهنگ‌ساز)

محسن كوهستاني طاري در سال 1336 در تهران متولد شد . وي از كودكي به فراگيري موسيقي پرداخت و تا سال 1355 در هنرستان عالي موسيقي تحصيل كرد. بعد از آن به آمريكا و سپس به آلمان غربي سفر كرد و تا سال 1368 در آكادمي‌هاي موسيقي تحصيلاتش را ادامه داد. وي در رشته پيانو سوليستي از استاداني چون «برونو گلبر» (Bruno (Gelber) پيانيست معروف، آهنگسازي و رهبري اركستر را از استاداني چون « سرجي چليپيداكه» (Sergiu chlibidache) رهبر اركستر فيلارمونيك مونيخ فرا گرفت و همچنين دوره‌هاي تخصصي كوتاه مدتي نزد استاداني چون « نويهانس» ( (S. Neuhaus در وين و مسكو و بودا پست و نيكيتا مگلف (N. Magalof) در ژنو و لئوناردو برنستين (L. Bernstein) معروفت‌ترين رهبر اركستر آمريكا در مونيخ گذراند.
كوهستاني كنسرت‌هاي متعددي در كشور آلمان ، هلند، انگلستان، فرانسه، سوئد، سوئيس ، اسپانيا ، نروژ( با ظبط راديويي)، اطريش، ايتاليا، فنلاند، روسيه، مجارستان، چكسلواكي، روماني و…آمريكا ( نيويورك، واشنگتن)، كانادا، برزيل، آرژانتين، چين و ژاپن برگزار كرده‌است.


آقاي كوهستاني شما در جايگاه يك نوازنده حرفه‌اي پيانو وقتي قرار است رسيتال پيانويي اجرا كنيد چقدر دلبستگي‌هايتان در انتخاب قطعات تاثير مي‌گذارد و چه‌ اندازه به ارتباط برقرار كردن با مخاطب فكر مي‌كنيد؟
‌شايد اگر اين سوال را از يك جوان 25 ساله بپرسيد، جوابي متفاوت به شما بدهد ولي حقيقت اين است كه براي دل ما ديگر ارضاي شخصي وجود ندارد. دل ما دل جمع است. از اين جهت به شرايط زماني ـ مكاني و درك مخاطب فكر مي‌كنم و در واقع چيدمان قطعات بر حسب ذائقه‌ي مخاطب صورت مي‌گيرد، يعني بر حسب تجربه دقيقاً مي‌دانم كه شنونده‌ي ما در رسيتال چه نوع قطعاتي را بيشتر درك مي‌كند و مي‌پسندد. بنا براين در زمان‌ها و در كشورهاي مختلف حتماً آثار متفاوتي اجرا مي‌كنم.
 

تنوع آثار در يك اجرا چقدر اهميت دارد؟
طبيعي است كه تنوع بايد وجود داشته باشد. در خود غرب هم كم پيش مي‌آيد كه يك رسيتال يا كنسرت فقط مثلاً آثار باخ را اجرا كنند مگر به مناسبت خاصي مثل شب كريسمس يا … . چو ن آثار هر كدام از اين آهنگسازان ، دوستداران خاص خود را دارند. پس اين تنوع براي راضي نگهداشتن جمعي كه مي‌خواهيم برايشان برنامه اجرا كنيم لازم به نظر مي‌رسد. علاوه بر اين به اعتقاد من در انتخاب قطعات، گذشته از اختلاف مكتب‌ها و از نظر زمان ساخت، بايد سعي‌ كرد آثار از نظر فضا، درك مطلب، تأثير پذيري ، عمق و جهان‌بيني از هم دور نباشند و زبان مشتركي بين آن‌ها وجود داشته‌باشد.
 

چه‌مسايلي در برگزيدن اين درون‌مايه مشترك دخيل است؟
اصولاً آثار ناب هنري، از آثار شكسپير و مولانا گرفته تا يك تابلوي نقاشي برجسته، طبعاً در باطن خود دوستي وصلح و انسانيت نهفته دارند ولي ممكن است بر حسب شرايط زماني شكل‌هاي مختلفي به خود بگيرند. يك هنرمند و يا نوازنده در انتخاب آثار گاه به منظور حفظ تعادل با شرايط بيروني نوع خاصي را انتخاب مي‌كند. مثلاُ در رسيتال پيانويي كه اخيراُ اجرا كردم، با توجه به دنياي آشفته‌ با وجود جنگ و زلزله و قحطي و مشكلات روزمره و استرس‌هاي ناشي از آن، سعي كردم از قطعاتي استفاده كنم كه بتواند انسان را تا حد امكان به آرامش، تمركز و لحظه‌هاي خوب و معنوي سوق دهد.
 

شما به عنوان يك موسيقي‌دان چه تعريفي از موسيقي ايراني داريد؟ به عبارت ديگر چه فاكتور‌هايي در يك آهنگ بايد وجود داشته‌باشد تا بتوان آن را از موسيقي ساير ملل تميز داد؟
من براي اين سوال دو جواب دارم: يكي تعريف فني و ديگري تعريف عام.
در تعريف فني بايد بگويم كه موسيقي هر كشوري يا به بيان بهتر هر قومي مانند بدن انسان كه داراي DNA و نقشه‌ي مهندسي ژنتيكي خاص خود است؛ ويژگي‌هاي منحصر به‌فرد خود را دارا‌ است. يعني موسيقي هر قوم و سرزميني تشكيل شده از يك‌سري نت‌هايي كه داري فواصل و ارتباط‌هاي مشخصي با هم هستند. نحوي بكار گيري اين فواصل، DNA موسيقي اين آن كشور را تشكيل مي‌دهند كه به يك موسيقي‌دان كاركشته اين امكان را مي‌دهد كه با شنيدن آن موسيقي و توجه به فواصل ياد شده پي به خاستگاه آن موسيقي ببرد. از اين رو نقشه مهندسي موسيقي ايراني نيز خصوصيات خودش را دارد كه باعث مي‌شود آن را ايراني بدانيم.
درتعريف عام، موسيقي ايراني، موسيقي است كه يك فرد ايراني گوش مي‌كند و مي‌تواند با آن ارتباط برقرار كند. اما نبايد فراموش كرد كه با توجه به تبديل دنيا به يك دهكده‌ي جهاني و اختلاط موسيقي‌ها و تنوعي كه در شنيدن موسيقي به وجود آمده و تغيير سليقه‌ها طبيعي است كه اين مرزبندي هم دچار چالش مي‌شود.


با توجه به اين‌كه شما از جهتي با زبان موسيقي جهاني آشناييد و از جهت ديگر ايراني هستيد (خصوصاً اين‌كه به طور تخصصي به موسيقي سنتي نپرداخته‌ايد) شايد بهتر بتوانيد از نگاه بيروني به معضلات موسيقي برگرفته از موسيقي سنتي نگاه كنيد. با اين توضيح به نظر شما موسيقي ايراني در جامعه‌اي كه در حال گذر از سنت به مدرنيته است چگونه مي‌تواند با استفاده از پشتوانه‌هاي سنتي خود بدون اين‌كه خود را در چنبره‌ي آن گرفتار سازد راه ارتقا و نوآوري را پيش بگيرد؟
به نظر من يكي از نكاتي خيلي مهم است اين است كه بايد در زمينه موسيقي كار زياد انجام شود چرا كه در كار زياد است كه راه‌هاي مختلف و متنوع پيدا مي‌شود.
نكته ديگر اين‌ است كه بايد تك روي ( كه متاسفانه به جزئي از سنت ما بدل شده‌است ) كم‌تر شود. پهلوان پروري و استقبال از تك بودن در زمينه‌هاي مختلف، از معضلات تفكري و فرهنكي ما است كه خوشبختانه در چند دهه‌ي اخير تا حد زيادي كم‌تر شده. يعني اين اتفاق فرخنده با نوعي نگاه جمعي و تمايل به كار گروهي در بين موسيقي‌دان‌هاي ما دارد روز به روز بيش‌تر مي‌شود.
مسئله ديگري كه بايد به آن توجه داشته باشيم اين است كه هر پديده‌ي سنتي اگر قرار است به توزيع برسد مي‌بايست تغييراتي در آن داده‌شود وگرنه به درد موزه مي‌خورد. پس موسيقي‌اي كه قرار است مردم به آن گوش كنند نيز بايد حاوي خلاقيت و نوآوري باشد.
 

اما سوال اين‌جا است كه چگونه مي‌توان اين پيوند را برقرار كرد؟ جمع اين دو در نگاه اول به نظر مسئله‌اي پارادوكسي مي‌آيد.
به اعتقاد من كسي كه مي‌خواهد بر اساس سنت، نوآوري كند ابتدا مي‌بايست موسيقي سنتي را آن طور كه بوده، با كم و زيادهايش درست و دقيق بشناسد و ياد بگيرد و همچنين علم موسيقي امروز را نيز تحصيل كند و ديگر اين‌كه داراي مسئوليت و خلاقيت باشد يعني براي رسيدن به چنين جايگاهي مي‌باسيت هرسه اين شرايط را داشته‌باشد يا به دست آورد كه البته كار دشواري است.
 

يكي از بزرگ‌ترين مشكلاتي كه در جامعه سر راه موسيقي قرار دارد مسئله آموزش است اگر شما به فرض سياستگذار مطلق بوديد( البته به فرض) چه سياستي را براي بهبود وضع نابسامان آموزش در موسيقي اتخاذ مي‌كرديد؟
مي‌توان گفت بسياري از مشكلات موسيقي ما از چنين فرض‌هايي به وجود آمده. بايد توجه داشت اموري مثل سياستگذاري براي مسايل كلاني مثل آموزش موسيقي هيچ‌گاه توسط يك فرد به نتيجه مطلوبي نمي‌رسد. بلكه محتاج همان نگاه جمعي و كار كارشناسانه‌اي است كه توسط گروهي متخصص انجام گرفته‌باشد. (با خنده) از اين گذشته فراموش نكنيد كه من قرار نيست پهلوان كوهستاني باشم.
 

 

 

 

موسيقي نواحي الفباي شرقي و ايراني

آتش بيستم هم بالاخره خاموش شد

پيشکسوتان آواز در جهان عرب

بيتل‌ها

تنها خدا ‌است كه سرودن را مي‌آموزد

خواننده‌اي به دنبال حقيقت،عدالت و آزادي

آموزش موسيقي به شيوه ارف

 قرار نيست من پهلوان«كوهستاني»باشم