|
كپي رايت و تنها راهي كه پيش روي ما است
گفتگو از بهنام ناصح
مصاحبه با محمد
قاسم زاده
آقاي قاسمزاده! به نظر شما وارد شدن ايران به قانون كپيرايت
در كل به نفع ما است يا به ضرر ما؟
-اين سوال مثل اين است كه بپرسيم آيا ما ميخواهيم به جام جهاني
برويم يا نه؟
يعني در واقع آرزوي ما اين است؟
-بهتر است بگوييم برنامه ما اين است. مثل اين است كه بپرسيم ما عضو
سازمان ملل بشويم يا نشويم؟ يا قانون حقوق كودكان كه يونيسف
پيشنهاد كرده بپذيريم يا نپذيريم؟ ما داريم با جهان رفتوآمد و
معامله ميكنيم. چگونه اكثر قوانين جهاني را پذيرفتهايم وقتي
به اين يكي ميرسيم ميگوييم نميخواهيم.
امّا به هر صورت قانون كپيرايت مشكلاتي را هم براي صنعت نشر ما
به وجود ميآورد.
-مثلاً ؟
مهّمترينش اين است كه اگر بخواهيم اثري از كشور ديگر مثلاً
امريكا ترجمه و چاپ كنيم مبلغي كه بعنوان كپيرايت نويسنده يا
ناشر مطالبه ميكند از عهدة پرداختش برنميآييم. در حال حاضر هم
بدون پرداخت چنين پولي به زحمت دخل و خرج جور درميآيد.
-بياييد جايمان را عوض كنيم. حالا من از شما سوالي دارم، آن
نويسنده و يا ناشر آمريكايي چقدر پول از شما ميخواهد؟
نميدانم ولي هرچند دلار كه بخواهد با تبديل ارز، پرداختش براي ما
به زحمت مقدور ميشود.
-يك نويسنده بِست سلر از يك ناشر مبلغي خواست كه من به عنوان دوست
آن ناشر در همان لحظه ميتوانستم آن مبلغ را پرداخت كنم.
يعني حق كپيرايت اين قدر كم است؟
-حق كپيرايت مبلغش معين نيست. كپيرايت حالت توافقي دارد. يعني
شما با يك ناشر يا يك نويسنده روي مبلغي به توافق ميرسيد كه آن
مبلغ براي كشورهايي مثل كشور ما آن قدري پايين است كه در واقع,
نوعي شوخي محسوب ميشود.
من شما را ارجاع ميدهم به مطلبي كه يكي از ناشرين در بولتن
اتحاديه ناشرين و كتابفروشان چاپ كرد وي گفته است: «من كپيرايت
كتابي را به پانصد دلار (يعني چهارصد هزارتومان) خريدم و ناشر در
مراسمي كه داشت مرا به آنجا دعوت كرد و يك بليط هواپيما مجاني
برايم فرستاد.» يعني چهارصد هزار تومان را به ناشر برگرداند. و در
واقع اين ناشر مبلغي براي آن كتاب پرداخت نكرده است. جمله ديگري
ميگويم از كوئيلو كه نويسنده پرفروشي است، ميگويد:«من از
ناشر لهستانيام سي دلار براي چاپ كتابم گرفتم» كه به پول ما
ميشود بيست و چهار هزارتومان كه كمتر از پول سيگار ماهانه يك
خبرنگار از روزنامههاي خودمان است.
پس ميشود گفت آن مبلغي كه ناشران از آن ميترسند، مبلغي توهمي
است. به نظرم ميآيد آن چيزي كه ناشرين را ميترساند و ابهام
ايجاد ميكند بيشتر ناشي از اين مطلب است كه اطلاعات ناشرين و
جامعه فرهنگي ما يك اطلاعات مخدوش، مغلوط و بدون الفبا است.
به غير از مسائل مادي، ديگر اهميتهايي كه كپيرايت دارد
چيست؟
-كپيرايت يك نظام جهاني است رعايتش، احترام به حقِ خلق يك اثر
ادبي است. وقتي شما يك اثر ادبي را مينويسيد و چاپ ميكنيد اين
اثر مال شماست سرمايةمادي و معنوي شما(يا ناشر) محسوب ميشود
هيچكس در جهان حق ندارد بدون اجازه شما به اين اثر دست بزند، چطور
آثار ميلان كوندرا در ايران چاپ ميشود امّا نصفه و نيمه، آيا مؤلف
يا ناشرين حق ندارند اعتراض كنند. اگر اثر شما را كسي بدون اطلاع
شما چاپ كند چكار ميكنيد؟
به نظر من ما بايد خودمان را با اين شرايط جهاني وفق بدهيم. چطور
در قسمتهاي ديگر كه بايد كپيرايت را پرداخت كنيم و اتفاقاً
مبالغ بالا دارد رعايت ميكنيم امّا در مورد كتاب حاضر به قبولش
نيستيم؟
مثلاً كجا؟
-مثل فيلم، مثل صنعت. ما فلان نرمافزار خارجي را با قيمت كلان
در حدود چندين ميليون دلار ميخريم، در قسمت صنايع بخشي از دانشي
كه ميخريم پولهاي فراواني بابتش پرداخت ميكنيم.
چطور وقتي مي خواهيم بازيهاي باشگاههاي ايتاليا را از
تلويزيون پخش كنيم حاضريم پول زيادي بدهيم امّا زماني كه قرار است
صد دلار حق نويسنده را بدهيم اينطور به تتهپته ميافتيم.
علاوه بر اينها با رعايت حقكپي رايت از بلبشوي فرهنگي جلوگيري
ميكنيم. الآن چهار، پنج ترجمه از يك اثر منتشر ميشود همه با هم
متفاوتند. كدام يك از آنها از نويسنده اجازه گرفتهاند كه اين
ترجمهها را ارائه دادهاند.
كتابي در ايران در آمده با نام دنباله صد سال تنهايي، ماركز از
نوشتن چنين كتابي اظهار بي اطلاعي كرده است.
يا خود كتاب صدسال تنهايي كه در چند سال اخير چاپ شده و ادعا شده
نسخه كامل است.
-بله آن هم همينطور. تا آنجا كه من اطلاع دارم از تركي ترجمه شده
است(برخلاف اينكه ادعا شده از اسپانيايي برگردانده شده) و به هيچ
وجه نسخه كامل هم نيست.
از تمام اين صحبتها ميشود نتيجه گرفت كه با رعايت اين قانون
كالاي فرهنگي درستتري در اختيار مردم خودمان ميتوانيم قرار
بدهيم.
عدم رعايت حق كپيرايت توسط ما، چه بازتابي در خارج از كشور دارد؟
-يكي از مشكلاتي كه نويسندگان ما دارند اين است كه ناشران خارجي هم
متقابلاً حقوق آنان را رعايت نميكنند. از آن گذشته احترامي هم
براي نشر ايران قائل نيستند. چند سال پيش در نمايشگاه فرانكفورت
بعضي از ناشرين خارجي، ناشرين ايراني را از غرفههايشان بيرون
كردند و برخورد توهينآميزي كه با آنان شد آبروي نشر ايران را
برد.
يعني در مجموع قبول قانون كپيرايت هيچ بحراني در صنعت نشر به
وجود نميآورد؟
-البته بدون بحران نيست و ممكن است در يك مدت كوتاه اين بحران به
وجود بيايد و آن هم به اين دليل ايجاد ميشود كه اكثر ناشرين ما
اصلاً راه ارتباط با دنيا را بلد نيستند تنها كاري كه اينها
بلدند انجام بدهند اين است كه در دفترشان بنشينند و منتظر بمانند
كسي بيايد كتابشان را بدهد چاپ كنند. نه حالا ديگر قضيه فرق كرده،
ديگر بايد راه ارتباط را بلد باشي، بايد مكاتبه كني، بايد امتياز
نشر بگيري و …
از لحاظ قيمت كتاب بحراني به وجود نميآيد؟
-نه تأثير چنداني ندارد به عنوان مثال قيمت كتابهاي نشر كاروان
كه حق كپيرايت را رعايت ميكند با كتابهاي چاپ شده توسط
ناشران ديگر اصلاً تفاوتي ندارد
با توجه به اينكه در قانون كپيرايت حق مؤلف پرداخت ميشود آيا
حق مترجم كاهش نمييابد؟
-با توجه به اين قانون ديگر حساب مؤلف و مترجم از هم جدا ميشود.
متأسفانه اين مسئله در ايران خيلي مخدوش شده است. در خارج و
كشورهايي كه حق كپيرايت را رعايت ميكنند چون با مؤلف طرف
قرار دارند, با مترجم به شكل ديگري برخورد ميكنند. بعضي ناشرين
درصدي از پول كتاب را به مترجم ميدهند و بعضي از آنها در ازاي هر
كلمه يكبار براي هميشه به مترجم پول ميدهند. يعني مترجم را به
عنوان يك ناقل محسوب ميكنند نه وجود آورنده. امّا در كشور ما
بعضي از مترجمين از مؤلفين مطرح بيشتر مطالبه ميكنند.
تمايل ناشرين ايراني براي پيوستن به قانون كپيرايت چه اندازه
است؟
-عده زيادي موافق پيوستن ايران به كنوانسيون
كپيرايتاند. عدهاي هم مخالفند.
آنهايي كه مخالفند چه دلايلي دارند؟
-آنهايي كه مخالفند هميشه حرفشان اين بوده كه چرا ما بايد به دنيا
حساب پس بدهيم و از آن گذشته وقتي كه ما چيزي براي عرضه نداريم چرا
بايد فقط پول بدهيم و اينكه قانون كپيرايت براي ما يك طرف است و
…
كه اين ديگر مشكل ما محسوب ميشود
-بله كاملاً همين طور است. بايد به اين معترضين گفت: تو هم برو
درست خلق كن مسلماً از اين طرف به آن طرف هم صادر ميشود. گذشته
از اين مگر ما در سينما در ابتدا چقدر فيلم براي عرضه داشتيم يا هم
اكنون در موسيقي، ورزش و صنعت چقدر محصول براي عرضه داريم كه داريم
حقوق كپيرايت را رعايت ميكنيم.
با توجه به اين صحبتها عليرغم مشكلاتي كه ممكن است به وجود
آيد پس بهتر است به اين قانون به پيونديم؟
-درستتر است بگوييم. تنها راهي كه پيش رو داريم اين است.
|