گراهام گرين

 

ترجمه عظيم اميدی

نگاهی مختصر به زندگی وآثار گراهام گرين

گراهام گرين در دوم اكتبر 1904 به دنيا آمد. او چهارمين فرزند از شش فرزندي بودكه «چارلز هنري» و «ماريون» گرين داشتند. پدر وي چارلز هنري گرين رئيس مدرسه «برك همستند»[1] بود. برادرش «هيو» تا مدير كلي شبكة‌بي‌بي‌سي ترقي كرد. برادر ديگرش «ريموند» يكي از كوهنوردان مشهوري بود كه توانست در سال 1933 قلة اورست را فتح كند.

گرين در مدرسة پدرش و سپس در آكسفورد تحصيل كرد. وي نوشتن را از مجلات دانش‌آموزي آغاز كرد. اولين مجموعة شعر وي به نام «آوريل سرايي»[2] در سال آخر حضورش در آكسفورد به چاپ رسيد پس از فارغ‌التحصيل شدن مدتي را در روزنامة ناتينگهام كار كرد. سپس به عنوان معاون و سردبير روزنامة تايمز لندن مشغول به كار شد.

در اكتبر سال 1927 با «ويوين داريل برونينگ»[3] ازدواج كرد. اولين رمان وي كه در سال 1929 انتشار يافت «مرد وسط» نام داشت. به خاطر انعقاد قرارداد مناسب براي 3 رمان بعدي خود از روزنامة تايمز بيرون آمد و وقت بيشتري را به نگارش داستان‌هايش صرف كرد. دو كتاب بعدي وي «نام عمليات»[5] و «شايعه در شب»[6] چندان خوب از آب در نيامد. در سال 1931 به «كاتس وردز» مهاجرت كرد و در آنجا كتاب ترن استانبول را نوشت كه او را به عنوان چهرة شاخص ادبي معروف كرد و موفقيت مالي خوبي داشت.
در همين زمان شروع به نوشتن مقالة انتقادي از فيلم‌هاي آن روزگار در روزنامة تايمز كرد و به يكي از بهترين منتقدين سينمايي در آمد.

در سال 1933 دخترش به دنيا آمد و در سال 1936 نيز پسرش «فرانسيس» به دنيا آمد. مسافرت گرين از سال 1934 و با سفر كوتاه به كشورهايي چون آلمان، ليتواني، استواني شروع شد كتاب‌هاي «انگلستان مرا ساخت» و «تفنگي براي فروش» را در طول سال‌هاي 1936 و 1937 به رشته تحرير در آورد. سپس در 1938 به مكزيك سفر كرد. نتيجة اين سفر 2 كتاب به نام‌هاي «جاده‌هاي بي‌قانون»
[7] در سال 1939 و «قدرت و شكوه»[8] بود كه از بهترين كتاب‌هاي وي به شمار مي‌رود. واژه «گريلند» به خاطر فضاي داستان‌هاي گراهام گرين در زماني بر سر زبانها افتاد كه وي اولين جايزه مهم ادبي خود را از «هاوتورن دن»[9] دريافت كرد.

گرين با شروع جنگ جهاني دوم در وزارت اطلاعات مشغول به كار شد. پس از آن به عنوان داوطلب در جوخة پدافند هوايي خدمت كرد. داستان‌هاي چهارگانه خود را در همين زمان نوشت و اين كتاب‌ها پس از جنگ به چاپ رسيدند. رمان «مأمور سري»[10] در سال 1939 به چاپ رسيد.

در ماه اوت 1941 به خدمت سرويس اطلاعاتي SIS انگليس درآمد و در شهر «فري تاون» سيرالئون گمارده شد. در سال 1943 به لندن بازگشت و به عنوان مسئول ضد اطلاعاتي در امور پرتغال در آمد و با «كيم فيلبي» مسؤول اطلاعات منطقه دوست شد. گرين در مقدمة كتاب «جنگ خاموش من»[11] از وي ياد كرده است.

نتيجة كار وي در سرويس SIS كتاب داستان «گارسيا» بود. اين كتاب به شرح حال يك جاسوس دو جانبه در ليبون پرتغال مي‌پردازد. جاسوسي كه از آلمان‌ها پول مي‌گرفت و اينگونه وانمود مي‌كرد كه كنترل شبكة جاسوسي در سراسر انگلستان را در دست دارد. اين مأمور در كنار اين كارها جنبش‌هاي مسلحانه و طراحي عمليات را بر عهده دارد و از رمان گارسيا به عنوان الهام بخش شخصيت داستان «مردان ما در هاوانا»[12] نام برده مي‌شود.

در سال 1944 خدمت در نظام را كنار گذاشت. پس از جنگ براي نگارش رمان «مرد سوم»[13] كه داستاني است ماهرانه از قاچاق مواد مخدر، با «كارول ريد»[14] همكاري كرد. فيلم آن توانست در سال 1949 جايزة اول جشنوارة كن را از آن خود كند.

گرين در سال 1950 براي دريافت بهترين فيلم نامه به خاطر كتاب «بت شكسته» [15]نامزد شد.

گراهام گرين در سال 1991 در سن 87 سالگي در منزلش در منطقه «ويوي» كشور سوئيس بدورود حيات گفت.

مكان‌هاي «آمريكاي آرام» Quiet American

كساني كه مي‌خواهند از ويتنام ديدن كنند بهتر است كتاب آمريكاي آرام گراهام گرين را مطالعه كنند. اين كتاب كه نمايش دهنده روزهاي پاياني دوران حاكميت استعمار فرانسه در اين كشور است به مدت 40 سال مورد توجة منتقدان قرار گرفت. اين كتاب هنوز به عنوان كتاب قابل توجه و كاملي براي ارايه تقابل جهل اخلاقي و ساده لوحي محضي است كه اين كشور استوايي را براي چندين دهه گرفتار بلا كرد.

از زمان مرگ گراهام گرين در سال 1991 بيوگرافي‌هاي فراواني نوشته شد كه هر يك بر جهان واقعي‌اي كه نويسندة به تحرير در آورده بود تأكيد دارد. البته با در نظر گرفتن اين موضوع كه ويتنام 20 سال جنگ و 21 سال انزواي سياسي را پشت سر گذاشته است نبايد چندان به ماندگاري سفرنامة گرين اميدورا بود. اما بسياري از توصيفات گرين همچنان به حالت قبلي باقي مانده است. در ويتنام امروز نيز تكامل زوال‌جهان اعتياد زده ديده مي‌شود.

اگر بخواهيد با سفر گراهام گرين به شهر «هوشي مينه» همراه شويد بايد از «روكاتنيان»‌كه اكنون «دونگ خوي»‌ نام دارد آغاز كنيد. شايد اسم تغيير كرده باشد اما حتماً خيابان‌ها را پيدا خواهيد كرد. وقتي به «سايگون ريور» برسيد خياباني مي‌بينيد كه نام «كاتينانت فشن»[16] نگاه را به خود جلب مي‌كند و سپس ساختمان مجلل به سبك فرانسوي مي‌بينيد كه لباس فروشي شيكي زير آن قرار دارد. رنگ كرم رنگ آن به اين هتل مجلل، شكوه و زيبايي لازم را مي‌دهد. به هر حال گرين اين هتل را به هتل «كانتيننتال»[17] كه معمولاً‌ توسط خبرنگاران مورد استفاده قرار مي‌گرفت، ترجيح داد.

هتل مجلل (مجستيك) كه در سال 1928 ساخته شده بود به زندگي دلخواه گرين به عنوان يكي از نويسندگان ثروتمند و مشهور آن زمان سازگارتر بود تا محل سكونت «تام فولر» قهرمان داستان آمريكايي آرام كه اتاقي رنگ و رو رفته در خيابان پشتي بود. شايد تمايل گرين به هتل مجستيك بيشتر به اين خاطر بود كه او را از خطراتي كه در كوچه و خيابان وجود داشت، دور مي‌كرد.

از بام هتل، منظره زيبايي از بالا و پايين رودخانه قابل مشاهده است. جايي كه مي‌توان از مكاني امن در مورد رنگ و طعم و تركيب غريب فرهنگي ويتنام انديشه كرد.

گرين دستكم در 2 مكان مختلف در ريوكاتينات زندگي كرد و پس در جايي شبيه آپارتمان محل اقامت فولر قهرمان داستان «‌آمريكايي آرام» زندگي كرد. از آن‌جايي كه هتل مجستيك در گوشه ديگر از خيابان قرار دادشت گرين از مكان قهرمان داستانش دور نبود. در زندگي‌نامه «نرمن شري» عكسي وجود دارد كه اين ساختمان را كه اكنون ساختمان «گراند هتل» جاي آن را گرفته است، نشان مي‌دهد.

گرين مدتي را نيز در آپارتمان شماره 109 كه ساختمان كوچكي در بالاي ريوكاتينات است زندگي كرد. اكنون اين ساختمان به هتلي به نام «مونديال» تبديل شده است.

آخرين محل اقامت گرين در ويتنام هتل كانتنيتال بود كه براي چندين دهه محل تجمع روزنامه‌نگاران خارجي در محل مباحث سياسي بود. اين هتل پيش از ديگر هتل‌ها در منطقة ريوكاتينات ساخته شد. اين هتل شكل و شمايلي ويتنامي و سنتي دارد حال آن‌كه هتل مجستيك و گراند هتل به سبك فرانسوي ساخته شده است. در كتاب آمريكايي آرام و در سالن مبلة هتل يعني جايي كه مي‌تواند محل ديدار دوستان باشد، شخصيت داستان آمريكايي آرم به مأموريت سري منصوب مي‌شود.

خلاصه آن‌كه ما به تصوير كشيده شدن جزئيات بيشتر و مقايسه آن‌ها شباهت‌هاي ويتنام آن زمان و ويتنام كنوني تعجب‌انگيز خواهد بود.

به عنوان مثال گرين در اين كتاب به مكاني اشاره مي‌كند كه «خانه 500 دختر» نام دارد فرانسوي‌ها اين مكان را «پارك اوبوفلز» مي‌نامند. اكنون نيز اين ساختمان وجود دارد و كازينوي آن به يك مركز آموزش هنري تبديل شده است.

پل «داكو»‌ يعني جايي كه مأمور سري آمريكا به خاطر اشتباهاتش توسط نيروهاي مقاومت كشته مي‌شود، اكنون وجود ندارد. ساختمان قديمي پل برداشته شده و پل جديدي در حال ساخت است. بسياري از ساختمان‌هاي ديگر از جمله دفتر مركزي پست، ساختمان بانك چين كه اكنون بانك ملي ويتنام است و ديگر مراكز هنوز در منطقه ريوكاتينات يا همان «دونگ خوي» ديده مي‌شوند. در حقيقت گرين در آمريكايي آرام به توصيف كامل بافت ويتنام و بخصوص دونگ خوي يا بهتر بگوييم مريوكاتينات پرداخت است.

 

 

1. Berckhamsted

2. Babbling April

3. Vivienne Dayrell-Browning

4.The man within

5.The name of action

6.Rumour at night fall

7. Lawless roads

8.The power and The Glory

9.Hawthorden

10. Confidential Agent

11. My Silent war

12. Our man in Havana

13. Third man

14. Carol Reed

15. Catinant Fashions

16. Continental Hotel

17. Parc au Buffles

 

هنر و اقتصاد

نوه‌ي قدم بخير مزرت بود

گراهام گرين

داستان

شعر

 هنر تجسمی و هنر تجسمی محض  

نابغه اي كه خلاصه‌ي خود بود

 مرد خوشبختِ اُپرا‎‏

گفتگو

معرفی کتاب