شعر
 

دو شعر از الهام طهماسبی

F'inita la Comedia
من: زن!
اين‌جا بهشت است:
يک ميز دو نفره‌ی بلند،
و من و شيطان در دو سوی ميز
جام‌ها را بلند می‌کنيم
به سلامتی هم
مهره‌های سياه و سپيد شطرنج
دست در دست هم
روی ميز می‌رقصند
و ... ما
توافق کرده‌ايم
که آدم
کمپوت سيب بخورد
و ...
به قعر جهنم واصل شود.



سیاه چاله
هر بار
تکه ای از سفینه ام
جدا
سرگردان
میان زمین وآسمان
تا درست
در دهان مکنده سیاه چاله ای ...
و تکه
تکه
تکه....
نمی دانم
به کدام ستاره خواهم آویخت
تا آخرین تکه
اما هر گز
هرگز
هرگز
به زمین بر نمی گرد م



دو شعر از حسين ديلم‌کتولی

((قطار خالی))
قناری می چکد
از گلوی ترانه ها
دختران جنوب
تن
زیر پیراهن های سیاه
خاک می شوند
باکره
شیهه ی اسبان آبستن
در واگن های تنگ
خط به خط
در نامه هایشان
دود می کنند
از مزارع
بادام
سرخ پوست های بدون پَر
جامه
پاره می کنند
نامه هایشان را
در عزای دختران جنوب
دود ....
دود ....
قطار های خالی



((تعطیل ...))
نزن
سرباز نزن
از پیراهنت
گلوله
گلوله
می ریزد
ریز ،ریز گل
از صدایت
چرخیده در هوا
سیب
تن به جاذبه نمی دهد
این خاک
سیاه پوشیده
از اندام زنی
بکش
بکش
پیراهنت ستاره ای
افتاده در گلوی ترانه ها
می میرم
درباد
ترانه ها
از تنم تا آمدنت
ابر
وستاره از دریا
بر نمی آید
صدایی
در باد
جهنم بچرخددر دایره ای
از نفس های من
گُُرُ گرفته دشت ها
بر مقبره ها
صلیب های شکسته
از جنگ های تن به تن
موج می زند
هوا
بیرون
از تن تقویم
با خواب ساعت ها
حادثه ها
موج می زند
نامت
بر صفحه های تعطیل
چنگ می زند
بر دلم
دست درازی
این راز



سه شعر از حميد نظرخواه

1)

اين اگرها اگر مي‌گذاشتند
برشيب تند عصر يكشنبه
تولد اولين درخت را
                      جشن مي‌گرفتم
تا كسي نگفته باشد
اسفند مرده است.

2)

اين اگرها اگر مي‌گذاشتند
به لهجه باران مي‌خواندم
تمام جهان را
                 براي صلح

3)

اين اگرها اگر مي‌گذاشتند
قارقار كلاغ‌‌ها را
به گردن درختان تبريزي نمي‌انداختم
و مي‌گفتم:
جوجه‌ي همسايه را من دزديده‌ام.



 
هر دوره‌ای ادبیات خودش را می‌پروراند
هيچ مطلق
خاطرات یک مرده
داستان
شعر
ماکسیم گورکی مونث
تاثير عمر بر ادبيات
زندگي را بر نوشتن ترجيح مي‌دهم
بدترین تجربه زندگی‌ات را روی کاغذ بیاور
چگونه نقاشي پست‌مدرنيزم به عنوان يك جنبش مستقل تلقي مي‌شود؟
بازمانده اسماعيليه در ايران
معرفی کتاب