بدترین تجربه زندگی‌ات را روی کاغذ بیاور

 
گفت‌و‌گو از رابرت مک کرام
ترجمه‌ی سپیده جدیری
 
گفت‌وگویی با ماریو بارگاس یوسا
"ماريو بارگاس يوسا" در سال 1936 در پرو به دنیا آمد. او اثر درخشان خود "عصر قهرمان" را در بیست و شش سالگی نوشت که نشان از نبوغ نویسنده در آن سنین داشت و برای او شهرتی جهانی به ارمغان آورد. نبوغ و استعداد غریب "یوسا" با نبوغ همتایان بزرگ او در آمریکای لاتین نظیر "خورخه لوئیس بورخس"، "گابریل گارسیا مارکز"، "اکتاویو پاز"، "پابلو نرودا"، "میگل آنخل آستوریاس" و "کارلوس فوئنتس" پهلو می زند. از "یوسا" کتاب‌های "عصر قهرمان"، "سور بز"، "مرگ در آند"، "زندگی واقعی آلخاندرو مایتا"، "چه کسی پالومینو مولرو را کشت؟"، "واقعیت نویسنده"، "چرا ادبیات" و "نامه‌هایی به یک نویسنده جوان" به فارسی ترجمه شده است. رمان‌های "یوسا" جوایز ادبی متعددی را نصیب او کرده‌است که از آن جمله است جایزه "همینگوی"، جایزه "رومولوگاله گوس" و جایزه "سروانتس". او در عین فعالیت ادبی، زندگی‌اش را وقف مبارزه با استبداد کرده‌است، مبارزاتی که گاه با پيروزی و گاه با شکست توأم بوده‌است. این نویسنده در بسیاری از دوره‌های انتخابات ریاست جمهوری پرو شرکت کرده و در سال 1990 یکی از دو نامزد اصلی این انتخابات بوده‌است اما در هیچ یک از این دوره‌ها به پیروزی دست نیافته‌است.

مک کرام: آيا ديدگاه‌های شما درباره ديکتاتوری حاصل تجربيات سياسی خودتان بوده‌است؟
يوسا: سه سالی که من درگير سياست بودم برايم بسيار آموزنده بود و به من ياد داد که چگونه ميل به قدرت می‌تواند انديشه انسانی، اصول و ارزش‌ها را ويران سازد و انسان‌ها را به تدريج به هيولاهای کوچکی تبديل کند.

مک کرام: در چه سنی برای اولين بار احساس کردید که می‌خواهيد نويسنده شويد؟
يوسا
: من نه با نوشتن، بلکه با خواندن شروع کردم. خواندن را در سن پنج سالگی آموختم و هنوز هم فکر می‌کنم که اين مهم‌ترين اتفاقی بوده که در زندگی من روی داده‌است.

مک کرام: چه چيزهايی را در آن سن و سال می‌خوانديد؟
يوسا: رمان های ماجرايی. در آن سال‌ها کودکان به طنز علاقه‌ای نشان نمی‌دادند. مجلات آن دوران را کاملاً به ياد دارم. ادامه داستان‌های دنباله‌دار آن‌ها را پيش از چاپ شماره بعدی برای خودم می‌نوشتم. گاهی پايان داستان‌ها را هم تغيير می‌دادم. اين کار برايم در ابتدا مثل يک بازی بود.

مک کرام: مثل موضوع رمان "عمه خوليا و نمايشنامه نويس" شما که به نویسندگی و نوشتن می پردازد.
يوسا: دقيقاً! وقتی وارد دانشگاه شدم فهميدم که دوست دارم نويسنده شوم. اما در آن دوران، در جامعه ای مثل جامعه ما، خيلی سخت بود که تصميم بگيری فقط يک نويسنده باشی... خب، من هم سعی کردم که ادبيات فقط به علاقه اصلی‌ام تبديل شود و زندگی‌ام از راه ديگری بگذرد...

مک کرام: روزنامه نگاری؟
يوسا: بله. اما وقتی در سال 1958 به اروپا آمدم، تصميم گرفتم که واقعاً يک نويسنده باشم و وقت و انرژی‌ام را روی اين کار متمرکز کنم. اين يکی از مهم‌ترين لحظات زندگی‌ام بود. البته مجبور بودم در کنار نويسندگی شغل‌های ديگری هم داشته باشم اما اين بار آن‌ها در حاشيه قرار داشتند.

مک کرام: در واقع، نوشتن چند تا از کتاب هايتان هم حسابی به دردسرتان انداخت.
يوسا: نويسنده بايد سختی بکشد، بايد متعهد باشد، تا بتواند از آن چه به آن معتقد است با به کار بردن تمام استعدادهايش دفاع کند. به عقيده من اين بخشی از تعهدات اخلاقی نويسنده‌ای است که نمی تواند يک اثر صرفاً هنری خلق کند. به نظر من يک نويسنده حداقل وظيفه دارد در بحث‌های اجتماعی شرکت کند. من فکر می‌کنم ادبياتی که از مردم، جامعه و زندگی جدا باشد، ادبيات بی‌خاصيتی است.

مک کرام: اين به همان نقش موثر نويسندگان در کشورهای آمريکای لاتين باز می گردد؟
يوسا: به نظر من شرکت کردن نويسندگان در بحث‌های اجتماعی می‌تواند تاثير بسيار مهم و متفاوتی داشته باشد. اگر هنر کاملاً از رويدادهای زمان خودش جدا باشد، بسيار تصنعی جلوه می‌کند.

مک کرام: اين عشق به بحث در فطرت شما نهفته است يا اين که به ذات موضوعاتی که برای کتاب‌هایتان انتخاب می‌کنيد بازمی‌گردد؟
يوسا: کتاب‌های مرا نمی‌توان به سادگی به کليشه‌های رايج نسبت داد. فکر می‌کنم اين يک برداشت شخصی باشد. من هميشه سعی کرده‌ام نويسنده مستقلی باشم. البته اين به آن معنا نيست که مرتکب هيچ اشتباهی نشده‌ام. مسلماً بارها مرتکب اشتباه شده‌ام.

مک کرام: چه چيزی باعث شد به سياست روی بياوريد؟
يوسا: خب، من هميشه درگير سياست بوده‌ام، اما به عنوان يک روشنفکر. در اواخر دهه 1980 فکر کردم که لازم است به شکلی عملی وارد سياست شوم... اين تصميم يکی از اشتباهات بزرگ من بود.

مک کرام: اين که با شکست مواجه شديد برايتان تکان دهنده نبود؟
يوسا: چرا، مسلماً. اما قضيه چه بسا فجيع تر از اين‌ها بود. در يک انتخابات دموکراتيک تو يا پيروز می‌شوی يا می‌بازی، اما آن چه پس از انتخابات آن سال روی داد بسيار پيچيده بود. «فوجیموری» در انتخابات پيروز شد. بعد شروع کرد به انجام بعضی از اصلاحاتی که من پيشنهاد داده‌بودم. و به خاطر همين «فوجیموری» سال‌ها محبوب بود، درست همان چيزی که «تروژيلو» و بسیاری از ديکتاتورها هستند. اين تکان دهنده بود.

مک کرام: فکر می کنيد آن مرحله از زندگی تان را پشت سر گذاشته ايد؟
يوسا: آه، مسلماً. ادبيات اين قدرت خارق العاده را دارد. تو چيزی را که بدترين تجربه زندگی ات است روی کاغذ می‌آوری، و بدين ترتيب تخليه می شوی و به آرامش می‌رسی.

منبع:
گاردين



 
هر دوره‌ای ادبیات خودش را می‌پروراند
هيچ مطلق
خاطرات یک مرده
داستان
شعر
ماکسیم گورکی مونث
تاثير عمر بر ادبيات
زندگي را بر نوشتن ترجيح مي‌دهم
بدترین تجربه زندگی‌ات را روی کاغذ بیاور
چگونه نقاشي پست‌مدرنيزم به عنوان يك جنبش مستقل تلقي مي‌شود؟
بازمانده اسماعيليه در ايران
معرفی کتاب