هر دوره‌ای ادبیات خودش را می‌پروراند

 
کیوان باژن

بررسی نقش اجتماع در خلق ادبیات خلاق
اگر نيم‌نگاهی به محصولات ادبي،به خصوص در دو دهه‌ی اخير بيندازيم، به راحتی می‌توانيم از نبود بسياری عناصر که گاه بسياری هم حياتی‌اند اطلاع يافته و نه تنها کم بود آن‌ها را احساس کرده، بلکه تعجب خواهيم کرد، چه طور محصولی به عنوان محصول ادبي، مطرح می‌شود، بدون اين که بسياری از عناصر تشکيل دهنده‌ی آن رعايت شود. حتا قادر خواهيم بود عواملی که باعث چون‌این روندی در عرصه‌ی ادبی شده را مشخص کرده و به اين وسيله -لااقل - به طرح مسأله پرداخته و دورنمايی از تبعات آن را - که هنوز ادامه دارد - به دست بياوريم.
عوامل و عناصر بسياري، دست به دست هم می‌دهند تا شرايط برای تکوين اثری ادبی يا هنری مهيا شود. هم آن طور که برای بروز خلاقيت فردی نويسنده يا هنرمند نيز وجود شرايطی که بسته‌گی به موقعيت، نوع بينش و تفکر جامعه دارد، لازم و ضروری است تا آن چه با عنوان «من» وجودی او ناميده می‌شود، تجلی يابد.
هيچ محصول ادبی و هنری نبايد بدون در نظر گرفتن شرايط اقتصادی و اجتماعي، بررسی شود. هم آن طور که نويسنده و هنرمند نيز بدون در نظر گرفتن شرايطی که در آن متولد و پرورده شده، غير قابل ارزيابی‌اند. به هم اين دليل است که می‌گوييم، هر دوره ای ادبيات و هنر خودش را می پروراند.
در اين جا منظور از دوره، محدوده‌ای است از تجمع مناسبات اقتصادی يک جامعه در ارتباط با خود و جهان، يعنی فرايندی که بين نيروهای مولد و ميزان رشد اقتصادی و به تبع آن اجتماعي، سياسی و فرهنگی وجود دارد. نويسنده و هنرمند نيز در گير ودار چنين مناسباتی رشد کرده و به فراخور آن به خلق اثر می‌پردازند.
بايد توجه داشت، در طول تاريخ ادبيات، هيچ اثری را- اثری ادبی- نمی‌توانيم بيابيم که چنين پروسه‌ای را طی نکرده‌باشد؛

آن چه اثر ادبی را از چون آن اهمیتی برخوردار می کند که بتواند خود را به عنوان اثری ماندگار معرفی کند،ارتباطی است که خالق اثر میان درون و بیرون جهان خود به وجود می‌آورد
چرا که ادبيات، محصول آنی و بلامنازع خالق‌اش نيست و نمی تواند باشد. آن چنان که بگوييم اين تنها نويسنده است که به تکوين اثر - به آن چه می گوييم خلق کردن- پرداخته است، بلکه هر اثری پيشينه‌ای تاريخی و دنيايی به وسعت جهان دارد. به عبارتی ديگر، همه‌ی آن چه در گذشته و حال به وقوع پيوسته، به دوش نويسنده سنگينی کرده و باعث می‌شود تا تراوشات فکری تک تک تجربه‌ها به قلم او در آيد. از اين رو، هر گونه تحليل اثری بدون در نظر گرفتن چون‌اين بار پر مشقتی که بر دوش جامعه‌ی ادبی سنگينی می‌کند، ناقص، غير علمی و در نتيجه مردود خواهد بود.
نويسنده‌گانی که بدون درک از شرايط اقتصادی و تحليل آن، تنها به مسايل سطحی جامعه توجه نشان می‌دهند، آن‌ها که با توسل به فرمی پيچيده و معما گونه‌ی ناشی از درک و بينشی ناقص از تئوری‌های آن طرف مرزها، می‌نويسند، اثرشان نيز به شدت سطحی و پيش پا افتاده خواهد بود و زود هم از خاطره‌ها فراموش خواهند شد.
آيا وقت آن نرسيده که ادبيات داستاني، نفسی تازه کند و از حصار تئوری‌های عجيب و غريب و گاه فسيل شده، بيرون آمده و راهی در خور منزل خود پيش گيرد؟
بايد توجه داشت تا زمانی که ادبيات داستانی نتواند هم قدم و حتا هم نفس مردم به پيش رود و دغدغه‌هايش نه هياهوهای صرف برای به اصطلاح عرض اندام جلو يک عده به اصطلاح فيلسوف و همه چيز دان داخلی و خارجي، بلکه اجتماع‌اش، اجتماعی که پرورش دهنده‌ی او بوده باشد، هيچ‌گاه نمی‌تواند رشد کرده و حتا نفس بکشد.‌
آن چه اثر ادبی را از چون آن اهمیتی برخوردار می کند که بتواند خود را به عنوان اثری ماندگار معرفی کند و درعین حال نه تنها تاریخ مصرف نداشته باشد بلکه در روح جامعه‌اش و فراتر از آن جهان رسوخ کند ارتباطی است که خالق اثر میان درون و بیرون جهان خود به وجود می‌آورد.به عبارتی دیگر خالق یک اثر ادبی بنا به شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی جامعه و جهان، درک و معناهای مختلفی را در ذهن‌اش به ثبت می‌رساند که با عینیت بخشیدن به این معانی، هم به اعتلای فکر و وجدان بشر، هم در سطح جامعه‌ی خود و هم به طور عام در جهان می‌پردازد.
به همین جهت است که بسیاری از آثار هنری در حافظه‌ی تاریخی و ادبی مردم می‌ماند و در دیگر سو بسیاری هم به سبب درک نکردن موضوع و بی اهمیت جلوه دادن مخاطب نه تنها چنین ارتباطی رابه وجود نمی‌آورند بلکه جایی در جامعه‌ی ادبی هم ندارند. چرا که در طول تاریخ ادبیات، تنها آثاری فرا زمان و فرا مکان شده و می‌شوند که به هستی انسان با همه‌ی موجودات‌اش اندیشیده‌اند و می‌اندیشند.
اثر ادبی با توجه به هم‌این مباحث، این‌که تا چه حد قادر است به پرسش‌های انسان، از جمله ( انسان در هستی ) پاسخ دهد قابل نقد و بررسی است.
درست به هم‌این علت است که از نویسنده‌ی خلاق نام می‌بریم.کسی که هم‌واره در پی کشف افق‌های جدید در ادبیات است نه انتشار چند کتاب و شهرتی احتمالی در سطح جامعه .
نویسنده‌ی خلاق هم‌واره به پله‌ای بالاتراز سطح گذشتگان فکر می‌کند.از این رو هیچ مسأله‌ای نمی‌تواند جز چون‌این دورنمایی، او را راضی نگاه دارد.او قبل از این‌که به نویسندگی خود فکر کند به ادبیات داستانی و جای گاه‌اش در جامعه و جهان می‌اندیشد. دورنمای او نیز به همین مقیاس تعریف می‌شود.از این رو به راحتی می‌توانیم در جامعه و جهان، دو نوع نویسنده را تشخیص دهیم با دو دنیای متفاوت که می‌توانند در کنار هم فضای ادبی جامعه را بسازند. حذف هر کدام آسیبی است برای جامعه‌ی ادبی، اما تقویت گروه اول نشان دهنده‌ی سطح متوسط جامعه از نظر فکری و فرهنگی

نویسنده‌ی خلاق هم‌واره به پله‌ای بالاتر از سطح گذشتگان فکر می‌کند.از این رو هیچ مسأله‌ای نمی‌تواند جز چون ‌این دورنمایی، او را
راضی نگاه دارد
است.این تقویت اما، نه به خودی خود بلکه با توجه به شرایط اقتصادی به عنوان زیربنای جامعه و شرایط اجتماعی، نوع حکومت در ایجاد رفتار و کنش‌ها و میزان دمکراسی در سطح جامعه به عنوان روبنا، قابل ارزیابی است و تحت تأثیر چون‌این عواملی است که می‌توان به تجزیه و تحلیل شخصیت و رفتار انسان‌ها پرداخت و سپس تأثیرگذاری متقابل انسان‌ها را بر شرایط دریافت.
هرگونه بررسی یک طرفه وبدون درنظرگرفتن این رابطه انحراف از مسیر اصلی است ونمی‌تواند علل واقعی پدیده‌ای را به طور کامل مشخص کند.
هنرمند و نویسنده‌ی خلاق نیز تحت تاثیر چنین عواملی به وجود آمده و به خلق اثر می‌پردازند و با آثار بدیع‌اشان راهی نو پیش پای جامعه‌ی ادبی می‌گذارند وگر نه نویسندگان بی بو و بی خاصیت فراوانند. نویسندگانی که هیچ رابطه‌ای با جهان پیرامون‌اشان ندارند. مکانیکی‌اند. می‌نویسند تا نوشته باشند و بعد با آسودگی خاطر به حیات خود ادامه دهند و خیلی هم دلشان می‌خواهد سر به تن نویسنده خلاق نباشد چرا که بر خلاف تصور عده‌ای بهترین منتقدان درهر جامعه‌ای مردم هستند. آن‌ها خوب تشخیص می دهند که چه اثری را بخوانند و حتا چند بار بخوانند و یا کدام اثر را فقط تورق کنند.
آن‌ها که با هزار دوز و کلک و بله و چشم گفتن‌ها کتاب می‌سازند و به این ترتیب خود را راضی نشان می‌دهند ویا مجیزگوی حکومت می‌شوند شاید برای مدت محدودی کسانی را دلخوش کنند اما این دلخوشی بی شک چند صباحی به طول نخواهد انجامید و خیلی زود به بوته‌ی فراموشی سپرده خواهد‌شد.چه، اگر غیر از این باشد باید در ساحت ادبیات شک کرد!



 
هر دوره‌ای ادبیات خودش را می‌پروراند
هيچ مطلق
خاطرات یک مرده
داستان
شعر
ماکسیم گورکی مونث
تاثير عمر بر ادبيات
زندگي را بر نوشتن ترجيح مي‌دهم
بدترین تجربه زندگی‌ات را روی کاغذ بیاور
چگونه نقاشي پست‌مدرنيزم به عنوان يك جنبش مستقل تلقي مي‌شود؟
بازمانده اسماعيليه در ايران
معرفی کتاب