گزارش روزنامهي لوموند از نخستين فرهنگ پورنوگرافي در فرانسه
پورنوگرافي: پورنوگرافي (پورنو: فاحشه، گرافي: نگاشتن =
فاحشهنگاري) طي سدههاي هجده و نوزده ميلادي به پژوهشها و
نوشتههايي در باب فاحشهگري گفته ميشد. اما به طور كلي به هر نوع
نمايش اعمال جنسي به روش فني و هنري گفته ميشود، نشان دادني كه
همواره متوجه يك جمع مخاطب خواهد بود و در بسياري موارد هدف از آن
برانگيختن شور جنسي است (اين نقطهي مشترك ميان پورنوگرافي است و
فاحشهگري1كه در لاتين به نمايش در مقابل جمعيت گفته
ميشدهاست). پورنوگرافي به معناي نمايش هنرمندانهي كنش جنسي با
داستان هاي ماركي دوساد در قرن هجده ميلادي به اوج رسيد و از آن پس
بخصوص در نقاشي و ادبيات (در آثار بزرگاني نظير گوستاو كوربه، ژرژ
باتاي، و كسان ديگري نظير ويرژين دسپانت و ...) ادامه يافت. زندگي
جنسي كاترين م. نوشتهي كاترين مييه از آخرين داستانهاي موفق
پورنوگرافيك در دوران ماست كه سال 2001 به چاپ رسيد و بيش از 700
هزار نسخه از آن در فرانسه به فروش رفت و به بيش از 33 زبان ترجمه
شد. در دههي پنجاه با ظهور نشريهي پلي بوي، پورنوگرافي به صنعت
بدل شد و به عنوان مثال در سال 2002 سود حاصل از آن بالغ بر 50
ميليارد يورو بود.
آن چه در زير ميآيد گزارش روزنامهي فرانسوي لوموند است دربارهي
نخستين فرهنگ لغت پورنوگرافي در اين كشور. مقدمهي اين اثر را ژان
كلود كاريير، سينماگر و نويسنده، نگاشتهاست كه در ايران سرشناس
است، به دو دليل: نخست ترجمهي برخي آثارش و ديگري همسر ايرانياش
نهال تجدد كه از او نيز متوني به فارسي موجود است. لازم به يادآوري
است كه در فرانسه پورنوگرافي در صورتي كه در دسترس افراد زير سن
مجاز قرار گيرد جرم محسوب ميشود و افراد خاطي دستكم به 3 سال
زندان و پرداخت 75 هزار يورو محكوم خواهند شد. فروشندگان چنين
آثاري موظفند كه مجله يا فيلمها را در پوششي قرار دهند.
آيا ده سال پيش ممكن بود پورنوگرافي به موضوع پژوهش بدل شود، طوري
كه كتاب مرجعي در مركز نشر دانشگاهي فرانسه به آن اختصاص يابد؟ بي
ترديد پاسخ منفي است. آن زمان واژهي پورنوگرافي هنوز وجههي
روشنفكري و علمي لازم را كسب نكردهبود. از پورنوگرافان هم خواسته
ميشد تا از مراكز تخصصي دور نشوند.
با اين همه (به تقريب) هيچ كدام از 450 مدخل موجود در اين فرهنگ
لغت پورنوگرافي كه با مساعدت «هيئت مشاوران» شامل عدهاي از نخبگان
(ژوليا كريستوا، ژان لوك نانسي، اِلن سيكسوس، موريس گودلييه و...)
تهيه شده است، به
اين فرهنگ در پي آن است كه «نوعي نقشهنگاري
از پورنوگرافي» به دست دهد. از سوي ديگر
خواننده به چين و هند تا ژاپن و اسكانديناوي سفر ميكند تا شيوههاي زندگي
و آداب و رسوم سرزمينهاي غير بومي را كشف كند
موضوعات و يا اقدامات متأخر، تازه و منتشر نشده
ارجاع نميدهد. در اين ميان آن چه تكامل يافتهاست، نمايان شدن،
رسميت يافتن و معمولي (يا دموكراتيك) شدن اقداماتي از اين دست است.
گرچه به دست دادن تعريفي مشخص از پورنوگرافي و فهم پيچ و خمهاي
اين مفهوم هنوز دور از دسترس و مبهم مينمايد، محتواي قابل بسط و
درخشش اين معنا، براي مشروعيت يافتن مطالعاتي كه به آن اختصاص
يافته است كافي به نظر ميرسد. از اين قرار دانش تجربي پورنوگرافي
در راه است؛ دانشي كه متخصصان مختلف و موضوعات ناهمگون را گرد هم
ميآورد. اين فرهنگٍ شگفتآور و بيهمتا، با دقت و حدت تمام (كه
خواه ناخواه با كمي فانتزي در آميخته است)، موضوعات مذكور را گزارش
كردهاست. فيليپ ديفولكو (كه اثر با نظارت او تدارك ديده شده) بر
اين باور است كه اين فرهنگ نه مشابه دانشنامه است و نه آينهاي
ساده براي بزرگنمايي موضوعات پراكنده. اين فرهنگ در پي آن است كه
«نوعي نقشهنگاري از پورنوگرافي» به دست دهد. از سوي ديگر خواننده
به چين و هند تا ژاپن و اسكانديناوي سفر ميكند تا شيوههاي زندگي
و آداب و رسوم سرزمينهاي غير بومي را كشف كند.
اما نميتوان مسألهي به دست دادن تبييني از اين واژه را به كناري
نهاد. دو تن از فيلسوفان، روان اوژين و ميشلا مارزانو به تازگي با
اين پرسش دست به گريبان شدهاند. نخستين فيلسوف ضمن خروج از قلمروي
اخلاقيات ميكوشد كه تا حد امكان مفهوم پورنوگرافي را عينيت بخشد،
و دومين فرد قاطعانه جانب اخلاق سوژهي مشتاق را ميگيرد. روشن است
كه فرهنگ مذكور چشم اندازي نزديك به روان اوژين را – كه يكي از
صدها نويسندهي فرهنگ بوده است و از جمله مدخل «اخلاق» را نگاشته
است- فرا رو قرار مي دهد. همچنان كه فيليپ ديفولكو مي گويد
پورنوگرافي «موضوعي تأمل برانگيز» و «اقدامي فرهنگي و قابل واكاوي»
به شمار مي رود و در عين حال يكي از «دام هايي است كه فرهنگ نويسان
با آن رو به رو خواهند بود.»
در مقدمهي فرهنگ لغت [كه ژان كلود كاري ير نگاشته است] جمله اي از
استيون ماركوس نقل شده كه متعلق به سي
سال پيش است: «پورنوگرافي
بيانگر يك ديدگاه است و نه يك چيز». در كنار اين تعريف بسيار خوب
(اما ناكافي)، جا به جا در فرهنگ لغت پورنوگرافي، معاني بسيار
جذابي از اين واژه به دست داده شده است كه مي تواند ذهن تشنهي
دانستنٍ مخاطب را سيراب كند. تشنگياي كه ريشه شناسي يوناني واژه -
كه همزمان يادآور فاحشگي و نوشتار است – نيز نميتواند فرونشاند.
برخي از اين معاني را نقل ميكنيم. «جفتگيري دو حيوان هر چقدر هم
كه با شيوهاي زننده به انجام رسد پورنوگرافي به شمار نمي رود.»
(مدخل «انسانگرايي»، تحرير س. گودن). «آن نوع پورنوگرافي كه نشان
دهندهي آزادي جنسي باشد، در انجام كاري مهم ناتوان مينمايد.»
(مدخل «ناپاك»، تحرير ماتهئي). «سرپيچي حساب شدهي پورنوگرافي را
سرپيچي سنجيدهي جلفي پاسخ ميدهد». (مدخل «جلفي» تحرير ماينه).
«پورنوشناسي آن نوع پورنوگرافي است كه مبتني بر انديشه باشد، نه
انديشهاي كه مبتني بر پورنوگرافي باشد.» (مدخل «پورنوشناسي» تحرير
م. بالحاج (؟) قاسم). و در آخر: «پورنوگرافي با اشتياقٍ نشان دادنٍ
تمام چيزها مرتبط است و اين اشتياق با اشتياق ديدن تمام چيزها
تقارن دارد.» (مدخل «تماميت» تحرير س. گودن)
تماميتي كه شكل دادن آن ناممكن است تماميتي كه شكل دادن آن ناممكن است به طرزي متناقض فرهنگ لغت
پورنوگرافي را خصلتي يكه و وسوسه كننده عطا مي كند، و در عين حال
محدوديتهاي آن را نيز نشان ميدهد. جاي شمار اندكي از مداخل خالي
است (نظير عمل افسونگر اما قديميtriolisme 2 (كه
جايگزينéchangisme3 شده است)، برخي زياده گويي ها به چشم مي خورد
(«خودارضايي» و «اونانيسم» (انزال بيرون مهبلي)؛ «كليتوريس» در دو
روايت يكي مردانه و ديگري زنانه آمدهاست،)، گاه دچار تناقضگويي
شده است (مداخل «كتاب مقدس» و «جسم»)؛ تعدادي از متون به نحوي
اغراقآميز مبارزه طلبانه است (نظير Tyrannie du coït و
پساپورنوگرافي)؛ و در نهايت بايد از برخي صفحات بگوييم كه بسيار
درخشان نوشته شدهاست (نظير مدخل Exclamation تحرير ژان لوك
نانسي)... برخي روشنگريها در باب مسائل حقوقي و قضايي را نيز بايد
خاطر نشان كنيم.
گيرايي اثر در آن است كه موضوعات گوناگوني را در بر ميگيرد و از
اين نظر محدوديتي روا نميدارد، از اين روي مداخل
پورنوگرافي «موضوعي تأمل برانگيز» و «اقدامي فرهنگي و قابل واكاوي» به شمار
مي رود و در عين حال يكي از «دام هايي است كه فرهنگ نويسان با آن رو به رو
خواهند بود.»
موجود در فرهنگ
لغت پورنوگرافي طيفي را شامل مي شود كه از «حرمسرا» تا «پوست
حشفه» و Gang bang4 و «تنقيه»
را شامل مي شود، گاه مداخل آموزشي در
كتاب آمده است (مدخل «ويژگيهاي جنسيت بشر»، تحرير م. گودلييه، يا
«شهر» تحرير ب. بروس و اي.ردوتي)، يا مدخل بسيار فشرده آمده است
(نظير «علم زن مردنما شناسي». به مؤلفان آزادي كامل داده شدهاست
تا نظر خود را آن طور كه مي خواهند بيان كنند و البته برخي در اين
راه دچار افراطكاري شدهاند.
دربارهي فيلم سالو يا صد و بيست روز سودوم كه ملهم از اثر ماركي
دوساد است، ونسان بورل خاطرنشان ميكند كه پازوليني كارگردان فيلم
دچار «وارونگي افراطي» شدهاست، چون «اجازه نميدهد تا بيننده با
آن چه نشان داده شدهاست همذات پنداري كند.» از اين قرار وي
خواسته است «با انحراف كاركرد سكس، نقدي بر پورنوگرافي به دست دهد
و بدين ترتيب به گفتار خود بعدي سياسي ميبخشد.» اما آيا چنين
«نقد» ي يكي از ابعاد محتمل پورنوگرافي در سويههاي منفي و «ناپاك»
آن نيست؟ امتياز اساسي اثر آن است كه به خواننده اجازه ميدهد تا
با چنين احتمالي نيز رويارو شود، تا به دوگانگي جاهلانهي ضديت يا
هواداري از پورنوگرافي دچار نشود.
منبع: لوموند 11 نوامبر 2005
پانوشت:
Prostitution-1
2.عمل جنسي ميان سه شريكTriolisme
Echangisme-3 يا معاوضهي جنسي: عمل جنسي ميان جمعي از مردان و
زنان كه شركاي جنسي خود را با هم معاوضه مي كنند و داراي قوانين
خاصي است.
Gang bang-4 نوعي عمل جنسي دسته جمعي ميان يك شريك (عموما زن) و
گروه متعددي از مردان