روح آزادی بر فراز آشیانه‌ی سینما



نسترن میرجلالی

درباره‌ی زندگی و آثار جک نیکلسن«Jack Nicholson »
بزرگ شدن نیكلسون عجیب بود تا آن‌جا که خود اوسرگذشتش را تا قبل از سی سالگی نمی‌دانست. جک در 22 آوریل 1937 در نیویورك بدنیا آمد. سپس مادرش او را به وطن خود یعنی نپتون واقع در نیوجرسی، جایی كه توسط مادربزرگش بزرگ شده بود؛آورد در حالی كه همیشه فكر می‌كرد مادر واقعی‌اش، خواهر بزرگ‌تر اوست.
جک از موقعیت واقعی‌اش بی‌خبر بود تا این‌كه در 1974 توسط خبرنگاری كه درباره زندگی او تحقیق می‌كرد از آن آگاه شد. اما جزئیات این مسئله نامعلوم ماند چون در آن زمان هم مادر و هم مادربزرگش مرده و رازهایشان را با خود به گور برده بودند. در نتیجه نیكلسون هیچ تصوری از پدر واقعی‌اش نداشت. اما به هر حال این واقعیتی بود که می‌بایست پذیرفته می‌شد.
مادر نیكلسون ـ كه خودش او را خواهر خود می‌دانست ـ رقصنده و بازیگر بااستعدادی بود و توانسته بود خود را بر روی صحنه مطرح كند. پدربزرگ جك، كه در زندگی او نقش پدرش را بازی می‌كرد، جك را به سینما و هم‌چنین میخانه‌ها می‌برد. این مرد در سال 1955 به خاطر نوشیدن بیش از حد مشروب، مرد.
جك، جوان خوش چهره و شادی بود. او وارد دبیرستانی در ماناسكوان (Manasquan) در نیوجرسی شد ولی تحصیلش را ادامه نداد. او هم‌چنین در بسیاری از نمایش‌های مدرسه‌اش بازی می‌كرد. وقتی هفده ساله بود در سفری كه به كالیفرنیا برای دیدن خواهرش داشت تصمیم جدی گرفت كه بازیگر شود. او به عنوان پسر پیغام رسان در واحد كارتون MGM مشغول به کار شد و بازیگری را در گروهی بنام «بازیگران تئاتر حلقه» تعلیم دید و به همراه این گروه شروع به اجرا بر صحنه تئاتر و هم‌چنین تلویزیون كرد.
اولین درخشش او در فیلم‌ها در سال 1957 وقتی رخ داد كه «راجركومان» ( Roger Corman) او را برای نقش اصلی فیم كم هزینه‌اش، «قاتل گریان» انتخاب كرد. او در آن فیلم نقش جوانی را بازی ‌كرد كه به سمت دو نفر تیراندازی می‌کند و پس از آن از كاری كه انجام داده بود بسیار می‌ترسد. و در فاصله زمانی بسیار كمی او را برای نقش بیمار فیلم «مغازه كوچك وحشت» و به دنبال آن در «كلاغ» به كار گرفت. پس از تجربه خوبی كه نیكلسون از همكاری با كومان (Corman) بدست آورده‌بود، مدت زیادی منتظر كارهای بعدی ماند و بالاخره توانست با «بوریس كارلف» (Boris Karlaff) در فیلم «ترور» بازی كند.
نیكلسون با بازیگری به نام «سندرا نایت» (Sardra Night) ازدواج كرد و یك سال بعد از به دنیا آمدن دخترشان «جنیفر» جدا شدند.
سپس در رابطه‌ای كه با كارگردانی به نام «مونت هلمن» (Monte Helman) داشت، با او چهار فیلم موفق ساخت. او فیلم‌های «جنگ برای خشم» و «سواری در گردباد» را نوشت و «شلیك» را تهیه كرد. كه دو فیلم آخر وسترن‌های موفقی با فیلمنامه‌های فكر شده بودند.
نیكلسون با وجود این‌كه مواد مخدر زیادی مصرف می‌كرد، به غایت شیفته هوشیاری ذهنی و فرهنگ ملی بود و تلاش می‌كرد تا طرز فكرش را در شكل و اندازه‌های وسترن قرار دهد.
فیلم «سوار آسان» به كارگردانی «پیتر فاندا» (Peter Fonda) از او یك ستاره ساخت. این فیلم نامزدی اسكار را برای او به دنبال داشت و او را بر روی خط موفقیت‌های متوالی قرار داد.
نیكلسون به یكی از اسرارآمیزترین شخصیت‌های هالیوود تبدیل شد بازیگر چند چهره‌ای كه نه تنها قادر به تفسیر كردن رُل‌های زیادی بود، بلكه هم‌چنین قادر به تغییر سبك از فیلمی به فیلم دیگر بود. او در حال ساختن فیلم بعدی‌اش با نام «اقبال» بود كه با كنجكاوی‌های دوستش «وارن بیتی» (Warren Beatty) حقیقت را درباره خانواده‌اش کشف کرد. متأسفانه مادر واقعی‌اش در اثر سرطان در سال 1963 مرده بود و مادربزرگش چهار سال قبل از «سوار آسان» درگذشت و فرزند محبوبش را تنها گذاشت. این واقعیت، ضربه سختی به او وارد كرد.
او نقش «رندال مورفی» (Randal McMurphy) ، روح آزادی در یك آسایشگاه روانی را در فیلم «پرواز برفراز آشیانه فاخته» بسیار زیبا ایفا كرد و به شایستگی عنوان بهترین بازیگر را دریافت كرد. اما از موقعیتش به سادگی برای بدست آوردن نقش‌های بزرگ استفاده نكرد. در واقع او در طول دوران حرفه‌ای‌اش چندین نقش موفق را از دست داده است مثل «مایكل كورلئونه» در «پدرخوانده» ، «رابرت رادفورد» در «اینك آخر الزمان» و نقش «جان دیوت» در «به خانه آمدن».
ابتدا خودش را در برابر «مارلون براندو» (Marlon Brando) در «میسوری از هم می‌پاشد» آزمود و بعد فیلم خودش «به سوی جنوب» را با بازی «استین برگن» (Steen Burgen) كه اولین نقش اصلی‌اش بود، ساخت. «به سوی جنوب» می‌توانست فیلم خوبی شود ولی موفقیت زیادی نداشت. جك نیكلسون مدتی بیكار بود تا این‌كه دوباره در یكی از معروف‌ترین نقش‌هایش یعنی «جك تورنس» در فیلم «درخشش» ظاهر شد.
ویژگی‌هایی او از شخصیت «تورنس» در این فیلم نمایش داد و از آنها برای پرداخت نقش استفاده كرد همان‌هایی است كه در نقش‌های «ژوكر» در «بتمن» و «شیطان» در فیلم «جادوگران غرب» استفاده شده است. او اسكار دیگری را به خاطر نقش فضانوردی به نام «گارت بریدلاو» (Garrett Breedlove) دریافت كرد كه در فیلم «دوران محبوبیت» سعی می‌كند «شرلی مك لین» (Shirley Maclaine) را گمراه كند.
اولین نقش را در فیلم «ستاره‌ی عصر» تكرار كرد. سپس برای چندین نقش دیگر در كنار «آنجلیكا هاستون» (Angelica Huston) ظاهر شد. او دوباره برای نقش جنجالی‌اش در «چند مرد خوب» نامزد دریافت جایزه شد و بالاخره به خاطر بازی در نقش «ملوین یودال» (Melvin Udall) در فیلم «بهترین شكل ممكن» این جایزه را دریافت كرد. در آن زمان نیكلسون در موقعیت مالی خوبی بود و فیلم‌هایش بیشتر از یك و نیم میلیون دلار فروش می‌کرد. اما نقشی كه او شصت میلیون دلار برایش دریافت كرد، فیلم «بت من» است. او می‌دانسته كه در كارنامه‌اش چه نوشته شده‌است . در سخنرانی اسكار برای فیلم «پرواز برفراز آشیانه فاخته» از «مری پیكفورد» (Mary Pickford) تشكر كرد برای اینكه اولین بازیگری است كه یك درصد از حضورش را گرفته است. نقش بعدی او در فیلم «وثیقه» بود، فیلمی كه نیكلسون در آن با كارگردان «شان پن» (Sean Penn) كه با او فیلم «گارد عبور» را ساخت، پیوند دوباره برقرار کرد. در فیلم «درباره اشمیت» او در نقش «وارن اشمیت» ظاهر شد كه مرد بازنشسته‌ی شصت و شش ساله‌ای است كه همسرش را از دست داده و می‌رود تا با ملاقات دخترش با خانواده جدیدی آشنا شود. نیكلسون در هیبت اشمیت بسیار قابل درك و كامل می‌نمود. بخشی از فیلم را می‌توان كمدی دانست،‌ بخشی را جادویی و برخی قسمت‌ها را، حتی می‌توان تراژدی نامید.
نیكلسون در فیلم «چیزی كه دارم» كه یك كمدی رمانتیك است، در كنار «دایان كتین» درخشید. «دایان كتین» جایزه گلدن گلاب را به خاطر این فیلم از آن خود كرد و نامزد اسكار نیز شد. ولی نیكلسون از نامزد شدن باز ماند. برای نیكلسون در سن 66 سالگی كارش است كه او را زنده نگاه می‌دارد. او هنوز در حرفه بازیگری برانگیخته از احساسات است. همان‌طور كه تا به حال هم بیش‌تر، تماشاگرانش را سرگرم كرده‌است تا این‌كه آنها را افسرده و كسل كند. او می‌گوید «من درباره‌ی این‌كه چه نوع فیلم‌هایی بازی كنم تصمیم گرفته‌ام و این را می‌دانم كه به بازیگری در مدیوم دیگر باید «نه» بگویم. من نمی‌خواهم زندگی‌ام را با ناراحت كردن مردم سپری كنم.»
تصور كردن این موضوع مشكل است كه نیكلسون نزدیك چهل است در بالاترین سطح بازی كرده‌است. او در طول این مدت، سه جایزه اسكار و دوازده نامزدی جوایز مختلف را از سال 1969 با فیلم «سوار آسان» ذخیره كرده‌است. نیكلسون مدت زیادی است كه درصدر جدول ماركت هالیوود قرار دارد.
اگر عبارت «گنگستری» صفت توصیفی مناسبی برای نیكلسون در فیلم‌های اولیه‌اش باشد، در مورد فیلم‌های بعدی باید صفت «شیطانی» را به آن اضافه كرد. جك نیكلسون در برخی فیلم‌های دلهره‌آور «راجر كدمان» در اوایل دهه شصت نقش‌های كوچك ولی در عین حال تأثیرگذاری ایفا كرد. سپس با نقش وكیل سرخورده از دنیا در «سوار آسان» به موفقیت بزرگی دست یافت. در «پنج قطعه راحت» ، «معرفت جسم» و «سلطان ماروین گاردنز» او نقش آدم‌های تنها و سرخورده‌ای را بازی كرد كه از دنیا جدا و منزوی شده‌اند.
پس از آن یك سری نقش‌هایی شروع شد كه تكیه‌گاهی جز درایت و هوش خود در جامعه‌ای بی‌رحم نداشتند. جنبه شیطانی شخصیت سینمایی او اولین بار با «درخشش» به چشم آمد، سپس كمی در «روابط عاطفی» و بالاخره در «جادوگران استوویك» شخصیتی بطور كامل با چنین شخصیتی بازی كرد. به خاطر نقش یك رمان نویس وسواسی در برابر «هلن هانت» (Helen Hunt) در «بهترین شكل ممكن» (1997) اسكار بهترین بازیگر مرد را بُرد.
با سه اسكار، پنج گلدن گلاب و بسیاری از افتخارات دیگر، جك نیكلسون به بلندای دستاوردهای حرفه‌ای رسیده است. علاوه بر آن او در تعدادی از فیلم‌های مدرن بازی كرد مثل «شهر چینی‌ها» ، «پرواز برفراز آشیانه فاخته» ، «درخشش» و «بتمن».
سهم نیكلسون در گسترش سینمای مدرن به حدی است كه در سال 1994 توسط انجمن فیلم آمریكا برای یك عمر تلاش مورد تقدیر قرار گرفت. در نگاهی به گذشته، این جایزه نابه هنگام بود چون پس از آن، نیكلسون سومین جایزه‌ی اسكارش را برای «بهترین شكل ممكن» گرفت و هیچ علامتی از ترك بازیگری نشان نداد.
بازی او در فیلم‌هایی هم‌چون «پرواز برفراز آشیانه فاخته» ، «دوران محبوبیت» و «درباره‌ی اشمیت» نوع خاصی از توانایی‌هایش را آشكار می‌كند كه او مهارت خاصی در ایفای نقش شخصیت‌های عصبی و روانی دارد.

فیلم‌ها:
ـ اسلحه‌های ویل سانت (2005)
ـ نوجوانانی از فضا/ ترور (2004)
ـ ترور/ ترس تا حد مرگ (2004)
ـ چیزی كه دارم (2003)
ـ یك دهه تأثیرپذیری (2003)
ـ كنترل خشم (2003)
ـ درباره‌ی اشمیت (2002)
ـ بهترین شكل ممكن (1997)
ـ خون و شراب (1996)
ـ ستاره غروب (1996)
ـ حمله مریخی‌ها (1996)
ـ گارد عبورد (1995)
ـ گرگ (1994)
ـ چند مرد خوب (1002)
ـ مشكل بشر (1992)
ـ دو جك (1990)
ـ بتمن (1989)
ـ اخبار براد كاست (1987)
ـ دوران محبوبیت (1983)
ـ پستچی همیشه دوبار زنگ می‌زند (1981)
ـ قرمز (1981)
ـ درخشش (1980)
ـ میسوری از هم می‌پاشد (1976)
ـ اقبال (1975)
ـ مسافر (1975)
ـ تامی (1975)
ـ مسافر (1975)
ـ پرواز برفراز آشیانه‌ی فاخته (1975)
ـ آخرین جزئیات (1974)
ـ شهر چینی‌ها (1974)
ـ سلطان ماروین گاردنز (1972)
ـ پنج قطعه راحت (1970)
ـ در یك روز روشن خوب می‌بینی (1970)
ـ سوار آسان (1969)
ـ فرشتگان جهنم روی چرخ‌ها (1967)
ـ سواری در گردباد (1966)
ـ شلیك (1966)
ـ كلاغ (1963)
ـ مغازه‌ی كوچك وحشت (1960)
ـ سوار وحشی (1960)
ـ مغازه كوچك وحشت (1960)
ـ مجموعه‌ی بوریس كارلف (1960)
كارگردانی:
ـ دوجك (1990)
ـ به سوی جنوب (1978)
تهیه‌‌كنندگی:
ـ سواری در گردباد (1966)
ـ شلیك (1966)
فیلمنامه نویس:
ـ سفر (1967)
ـ سواری در گردباد (1966)

آكادمی

سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
2002  بهترین بازیگر مرد درباره‌ی اشمیت (2002) نامزد
1997  بهترین بازیگر مرد  بهترین شكل ممكن (1997)  برنده
1992  بهترین بازیگر مكمل مرد چند مرد خوب (1992) نامزد
1985  بهترین بازیگر مرد  افتخار (1985) نامزد
1983  بهترین بازیگر مكمل مرد  دوران محبوبیت (1983)  برنده
1981  بهترین بازیگر مكمل مرد  قرمز (1981)  نامزد
1975  بهترین بازیگر مرد  پرواز برفراز آشیانه‌ی فاخته (1975)  برنده
1974  بهترین بازیگر مرد  شهر چینی‌ها (1973) نامزد
1970   بهترین بازیگر مرد پنج قطعه راحت (1970)  نامزد
1969  بهترین بازیگر مكمل مرد  سوار آسان (1969)  نامزد

آكادمی انگلستان

سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
1982  بهترین بازیگر مكمل مرد  قرمز (1981)  برنده
1976  بهترین بازیگر مرد  پرواز برفراز آشیانه‌ی فاخته (1975) برنده
1973  بهترین بازیگر مرد  شهر چینی‌ها (1974)  برنده

انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس

سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
2002  بهترین بازیگر مرد  درباره‌ی اشمیت (2002)  برنده
1986  بهترین بازیگر مرد  جادوگردان جنوب (1987)  برنده
1983 بهترین بازیگر مكمل مرد دوران محبوبیت (1983)  برنده

انجمن منتقدان فیلم نیویورك

سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
1983  بهترین بازیگر مكمل مرد دوران محبوبیت (1983) برنده
1981  بهترین بازیگر مكمل مرد قرمز (1981) نامزد
1975  بهترین بازیگر مرد پرواز برفراز آشیانه فاخته (1975) برنده
 1974 بهترین بازیگر مرد شهر چینی‌ها برنده
1970  بهترین بازیگر مرد پنج قطعه راحت (1970)  نامزد
1969 بهترین بازیگر مكمل مرد سوار آسان (1969) برنده

گلدن گلاب

سال عنوان فیلم نامزد/ برنده
2003  بهترین بازیگر مرد چیزی كه دارم (2003)  نامزد
2002   بهترین بازیگر درام درباره‌ی اشمیت (2002) برنده
1997  بهترین بازیگر مرد كمدی بهترین شكل ممكن (1997)  برنده
1992 بهترین بازیگر مرد درام هافا (1992)  نامزد
1992 بهترین بازیگر مكمل مرد  چند مرد خوب (1992)  نامزد
1989 بهترین بازیگر مرد كمدی بتمن (1989) نامزد
1985 بهترین بازیگر موزیكال افتخار (1985) برنده
1983 بهترین بازیگر مكمل مرد دوران محبوبیت (1983) برنده
1981 بهترین بازیگر مكمل مرد  قرمز (1981) نامزد
1975 بهترین بازیگر مرد درام پرواز برفراز آشیانه‌ی فاخته (1975) برنده
1974 بهترین بازیگر مرد درام شهر چینی‌ها (1974) برنده
1970 بهترین بازیگر مرد  درام پنج قطعه راحت (1970) نامزد
1969  بهترین بازیگر مكمل مرد  سوار آسان (1969) نامزد


منابع مورد استفاده:

 
جهان اندیشیدگی در داستان مدرن
ساعدی؛ گوهر فروزان داستان و نمايش
پا در کفش شیطان
کدام حرف‌ها؟ مسئله این است
داستان
شـعـر
روح آزادی بر فراز آشیانه‌ی سینما
بازگشت اعجوبه‌ها
معرفی کتاب