|
|
|
|
|
|
ياد داشت ماه
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز باطل در این خیال که اکسیر میکنند
اهالي فرهنگ و هنر ( يا مثل ما دوستداران فرهنگ و هنر) عموماً
كاري به كار سياست ندارند مگر آنجا كه سياست گريبان هزار چاك اين
بندگان خدا را بگيرد كه معمولاً هم ميگيرد. هنرمند اگر در گذشته
گوشهي دنجي و جاي امن و ياري خوش ميجسته؛ امروز فضايي امن ميطلبد
تا بهدور از سانسور بيروني و بدتر از آن سانسور دروني، راهي و
رسالتي را كه خود ميپندارد بپيمايد و بهجاي آورد. «اندك جايي
براي زيستن» در وطن خود ميخواهد و شنيدن سرود آزادي، ولو «كوچكتر
از گلوگاه يكي پرنده».
ماندگار از نخستين روز و مطابق با يادداشت شماره اول كه همچون
مرامنامهاي تا به امروز آن را جلو چشم خود داشته؛ تمام کوشش خود
را صرف این مهم کرده که خود را از سیاستبازیهای رایج و سینهزدن
زیر علم باندهای سیاسی که در شأن هنر و هنرمند نیست، بهدور دارد.
اما آنجا که تمامیت ارضی عرصهی فرهنگ به بهانه ارشاد مورد تهدید
قرار میگیرد سکوت، چیزی از جنس بیغیرتی است. قصاص پیش از جنایت
نمیکنیم اما برای پیش بینی آینده، نیازی به رمل و اسطرلاب نیست.
قدارهبندان از هماکنون عربدهها را آغاز کردهاند و دیری نمیپاید
که هنرمندان و نویسندگان دوباره زنادقه و ملاحده خواندهشوند و بر
دار تکفیر آویختهگردند. بوستان هنر که به دست هیزمشکنان افتد جز
« باغ بی برگی» آیندهای بر آن متصور شدن از خامی است یا خوشخیالی.
آنان که سودای آزادی و اصلاحات داشتند با سیاست «یکی بر نعل یکی بر
میخ » تو زرد از آب درآمدند چگونه انتظار از آنانی میتوان داشت که
از پیش، نامه سیاهاند؟! فضای ابری روزنامهها را تیرهتر پیشبینی
میکنیم و هارتر شدن سگ سانسور را بیش از پیش . در این میان راهی
که برای دلسوختگان فرهنگ و هنر باقی میماند ایثار بیشتر است و
این که کمربندها را محکمتر بندند همین.
پایدار و ماندگار باشید

|
|
|
|