خاكسترى
حمیده واعظ زاده
دود از ميان لب هايش بيرون مى آيد و مهى خاكسترى را در هوا مى
پراكند. زن از لاى پلك هاى نيم باز به او خيره است. هر چه بيش تر
مى ترسد انگار از زن دورتر مىشود. بالاخره تاب نمىآورد، بلندمى شود
و ساك سياهش را از كمد بيرون مىكشد . چند بلوز و شلوار در آن مى
گذارد و بعد مسواك ، خمير دندان و عطر . . .
حالا كنار زن مى نشيند، دست سردش را بر بازوى او مى گذارد و تكانش
مىدهد: " بجنب بايد زودتر برويم ." و بعد بى آن كه جوابى شنيده
باشد بلند مى شود و كترى را روى اجاق مىگذارد و تا آب جوش مىآيد آن
را در فلاسك مىريزد. زن بلند مى شود. لب تخت مىنشيند. بند لباس
خواب روى بازويش افتاده .
- كجا؟
- ديگر تحمل اين همه دلهره را ندارم .
- ولى همه چيز مان اين جاست . كار ، زندگى ، . . .
- ديگرنمى خواهم صداى اين آژيرهاى لعنتى را بشنوم . مى دانى مرگ
يعنى چه ؟ بعد از شهرهاى مرزى نوبت به اين جا رسيده ؛ هدف شهرهاى
بزرگ است . اگر نيايى مجبورم كه . . .
- اما اين بچه شش ماه بيشتر ندارد.
حرف زن تمام نشده كه مرد مى گويد: " اگر چيزى براى توى راه لازم
دارى بگو تا بخرم." زن بلند مىشود ، آبى به صورت مىزند . و با
شنيدن صداى گريه ى به اتاق بچه مىرود و دخترك را در آغوش مى گيرد و
پستانش را به دهان او مىگذارد . حالا بچه سير و سرحال به رفت و آمد
زن نگاه مى كند و دست هايش را به آويز بالاى تخت مى زند و از جرينگ
جرينگ آن مى خندد. مرد اتاق را بالا و پايين مى رود و سيگارى با
سيگار ديگر مىگيراند. اتاق پراز دود است . زن وسايل دخترك و خودش
را در چمدانى مى گذارد.
- گفتى كه ماشين در تعميرگاه . . .
- اشكالى ندارد تا كرج را با مترو مى رويم و تا ده را با مينى بوس
. اگر بجنبى تاساعت ده رسيده ايم .
دل توى دلش نيست . هوا كرج خنك است . نسيم صورت را نوازش مىكند .
خيابان لبريز از عطر ياس است . مرد چمدانى به دست گرفته و ساكى بر
شانه اش انداخته است . ساعت نه است. و زن عصبى است كه عجله كرد. و
چيزهايى ضرورﻯ را جا گذاشته اند. براﻯ پستانك ، سر شيشه ى اضافه ،
چند قرص خواب آور و مسكن وارد داروخانه مىشود . بچه صورتش را بر
سينه ى مادر گذاشته و با زنجير گردنبند او بازى مى كند . صداى آژير
از راديو بيرون مىزند. انگار پايان دنياست. مردم سراسيمه مىدوند؛
بعضى فرياد مى زنند : " شيمياييه ، شيمياييه ." زن بچه را به سينه
مىچسباند . دود خاكسترى فضا را پر كرده. زن به طرف تيره ترين نقطه
ى فضاى خاكسترى مىدود . 
|
|
|