اشاره: به زعم این قلم، چاپ داستان نخست(مرگ
بیتوبه بیوصیت) یک شکست مطلق بود. حاصل خامدستی جوانی 23 ساله،
عجول، پر مدعا و اما ندید بدید که فکر میکرد داشتن اثری چاپ شده
خیلی مهم است.
اینک سالها پس از آن، با عشق و عذابی توأمان، بار دیگر به
وسوسهای ناگزیر جرأتی به خرج داده، قلم گردانده و داستانی دیگر از
خیالاتش بافته است.
اینک 40 سالش است؛ هیچ عجلهای ندارد، ظاهراً از ادعاهایش دست
شسته، و در همان حال که خیلی، خیلی، خیلی چیزها دیده، دیگر به این
نمیاندیشد که قلم زدن چقدر اهمیت دارد.
با وجود این، عاقبت توانسته به خود بقبولاند تا بر شرم و وحشت و
تردید مدام خویش فائق آید و بندی از این داستان تازهاش را به سایت
ادبی«ماندگار» بسپارد.