هر دوره اي، ادبيات خودش را مي پروراند
كيوان باژن
 
تاملاتی در خصوص ادبیات امروز
1-
اگر نيم نگاهی به محصولات ادبي، به ویژه در دو دهه ی اخير بيندازيم، به راحتی می توانيم از نبود بسياری عناصر- که گاه بسيار هم حياتی اند- اطلاع يافته و نه تنها کم بود آن ها را احساس کرده، بل که تعجب خواهيم کرد چه طور محصولی به عنوان محصول ادبي مطرح می شود بدون اين که بسياری از عناصر تشکيل دهنده ی آن رعايت شود. حتا قادر خواهيم بود عواملی را که باعث چون این روندی در عرصه ی ادبی شده مشخص کرده و به اين وسيله -حداقل- به طرح مسأله پرداخته و دورنمايی از تبعات چون این روندی که هنوز ادامه دارد به دست آوريم.
عوامل و عناصر بسياري، دست به دست هم می دهند تا شرايط برای تکوين اثری ادبی يا هنری مهيا شود. هم آن طور که برای بروز خلاقيت فردی نويسنده يا هنرمند نيز وجود شرايطی که بسته گی به موقعيت، نوع بينش و تفکر جامعه دارد، لازم و ضروری است تا آن چه با عنوان (من) وجودی او، ناميده می شود، تجلی يابد.
هيچ محصول ادبی و هنری نبايد بدون در نظر گرفتن شرايط اقتصادی و اجتماعي، بررسی شود. هم آن طور که نويسنده و

تا زمانی که ادبيات داستانی نتواند هم قدم و حتا هم نفس با مردم- مردم هم اين جامعه - به پيش رود و دغدغه ی اجتماع اش را داشته باشد- اجتماعی که پرورش دهنده ی او است هيچ گاه نمی تواند رشد کرده و حتا نفس بکشد
هنر مند نيز بدون در نظر گرفتن شرايطی که در آن متولد و پرورده شده، غير قابل ارزيابی است. به هم اين دليل می گوييم، هر دوره ای ادبيات و هنر خودش را می پروراند. در اين جا منظور از دوره، محدوده ای است از تجمع مناسبات اقتصادی يک جامعه در ارتباط با خود و جهان، يعنی فرايندی که بين نيروهای مولد و ميزان رشد اقتصادی و به تبع آن اجتماعي، سياسی و فرهنگی وجود دارد. نويسنده و هنرمند نيز در گير و دار چنين مناسباتی رشد کرده و به فراخور آن به خلق اثر می پردازند.
بايد توجه داشت، در طول تاريخ ادبيات، هيچ اثری را نمی توانيم بيابيم که چنين پروسه ای را طی نکرده باشد؛ چه را که ادبيات، محصول آنی و بلامنازع خالق اش نيست و نمی تواند باشد. آن چنان که بگوييم اين تنها نويسنده است که به تکوين اثر - به آن چه می گوييم (خلق کردن)- پرداخته است، بل که هر اثری پيشينه ای تاريخی و دنيايی به وسعت جهان دارد. به عبارتی ديگر، همه ی آن چه در گذشته و حال به وقوع پيوسته، به دوش نويسنده سنگينی کرده و باعث می شود تا تراوشات فکری تک تک تجربه ها به قلم او در آيد. از اين رو، هر گونه تحليل اثری بدون در نظر گرفتن چون اين بار پر مشقتی که بر دوش جامعه ی ادبی سنگينی می کند، ناقص، غيرعلمی و در نتيجه مردود خواهد بود.
نويسنده گانی که بدون درک شرايط اقتصادی- اجتماعی و تحليل آن، تنها به مسايل سطحی جامعه توجه نشان می دهند، آن ها که با توسل به فرمی پيچيده و معما گونه ی ناشی از درک و بينشی ناقص از تئوری های آن طرف مرزها، می نويسند، اثرشان نيز به شدت سطحی و پيش پا افتاده خواهد بود و زود از خاطره ها فراموش خواهند شد. آيا وقت آن نرسيده که ادبيات داستاني، نفسی تازه کند و از حصار تئوری های عجيب و غريب و گاه فسيل شده، بيرون آمده و راهی در خور منزل خود پيش گيرد؟
بايد توجه داشت تا زمانی که ادبيات داستانی نتواند هم قدم و حتا هم نفس با مردم- مردم هم اين جامعه - به پيش رود و دغدغه ی اجتماع اش را داشته باشد- اجتماعی که پرورش دهنده ی او است - نه هياهوهای صرف برای به اصطلاح عرض اندام جلوی يک عده به اصطلاح فيلسوف و همه چيز دان داخلی و خارجي، هيچ گاه نمی تواند رشد کرده و حتا نفس بکشد.

2-
آن چه اثر ادبی را از چون آن اهمیتی برخوردار می کند که بتواند خود را به عنوان اثری ماندگار معرفی کند، ارتباطی است که خالق اثر میان درون و بیرون جهان خود به وجود می آورد. به عبارتی دیگر خالق یک اثر ادبی بنا به شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی جامعه و جهان، درک و معناهای مختلفی را در ذهن اش به ثبت می رساند که با عینیت بخشیدن به این معانی، هم به اعتلای فکر و وجدان بشر، در سطح جامعه ی خود و هم به طور عام در جهان می پردازد. چه را که در طول تاریخ ادبیات، تنها آثاری فرازمان و فرامکان شده و می شوند که هستی انسان را اندیشه کنند.

اثرادبی با توجه به هم این مباحث- این که تا چه حد قادراست به پرسش های انسان،از جمله(انسان در هستی ) پاسخ دهد- وهم این طور هنرمند- به عنوان آفریننده ای خلاق- قابل نقد و بررسی است.
درست به هم این علت است که از نویسنده ی خلاق نام می بریم. کسی که هم واره در پی کشف افق های جدید در ادبیات است نه انتشار چند کتاب و شهرتی احتمالی در سطح جامعه.
نویسنده ی خلاق هم واره به پله ای بالاتر فکر می کند. از این رو هیچ مسأله ای نمی تواند جز چون این دورنمایی، او را

 نویسنده ی خلاق هم واره به پله ای بالاتر فکر می کند. از این رو هیچ مسأله ای نمی تواند جز چون این دورنمایی، او را راضی نگاه دارد
راضی نگاه دارد. او قبل از این که به نویسندگی خود فکر کند به ادبیات داستانی و جای گاه اش در جامعه و جهان می اندیشد. از این رو به راحتی می توانیم در جامعه و جهان، دو نوع نویسنده را تشخیص دهیم با دو دنیای متفاوت که می توانند در کنار هم فضای ادبی جامعه را بسازند. حذف هر کدام آسیبی است برای جامعه ی ادبی، اما تقویت گروه اول نشان دهنده ی سطح متوسط جامعه از نظر فکری و فرهنگی است. این تقویت اما، نه به خودی خود بل که با توجه به شرایط اقتصادی به عنوان زیربنای جامعه و شرایط اجتماعی، نوع حکومت در ایجاد رفتار و کنش ها و میزان دمکراسی در سطح جامعه به عنوان روبنا، قابل ارزیابی بوده و تحت تأثیر چون این عواملی است که می توان به تجزیه و تحلیل شخصیت و رفتار انسان ها پرداخت و سپس تأثیر گذاری متقابل انسان ها را بر شرایط دریافت.
باید توجه داشت به ترین منتقدان در هر جامعه ای مردم هستند. آن ها خوب تشخیص می دهند که چه اثری را بخوانند و حتا چند بار بخوانند و یا کدام اثر را فقط تورق کنند. در نتیجه آثاری که بدون در نظر گرفتن شرایط جامعه و حتا جهان به وجود می آید شاید برای مدت محدودی گروهی را دل خوش کند اما بی شک چند صباحی به طول نخواهد انجامید و خیلی زود به بوته ی فراموشی سپرده خواهد شد. چه، اگر غیر از این باشد باید در ساحت ادبیات شک کرد!



  اول صفحه



 

یادداشت

هر دوره‌اي، ادبيات خودش را مي‌پروراند

جاودانگي كوندرايي

نوترین موضوع تکراری بشر

شعر

داستان

آقای کارور بخند !

چند یادداشت کوتاه از ماکس فریش

آموزش نقد ادبی در دانشگاه‌ها چندان مطلوب نیست

معرفی کتاب

ارتباط با ما