
شعر

رسول يونان
1
ماه يك آينه است
آينه مه زرد وگل هاي سفيد
آينه قدم زدن باتو
عشق
تنهايي...
دل كندن از تماشاي ماه راحت نيست
با اين همه
بايد به خانه برگردم
اگر ديركنم
سگ هاي وحشي
روياهايم را تكه تكه مي كنند.
2
کنار دریا
عاشق باشی
عاشق تر می شوی
و اگر دیوانه
دیوانه تر
این خاصیت دریاست
به همه چیز وسعتی از جنون می بخشد
شاعران
از شهرهای ساحلی
جان سالم به در نمی برند.
3
آدم ها می گذرند
آدم ها از چشم هایم می گذرند
و سایه ی یکایکشان
بر اعماق قلبم می افتد
مگر می شود
از این همه آدم
یکی تو نباشی
لابد من نمی شناسمت
وگرنه بعضی از این چشم ها
این گونه که می درخشند
می توانند چشم های تو باشند.

|