سينماي نوين ايران كه با فيلمسازاني همچون داريوش مهرجويي و مسعود
كيميايي، با فيلم هاي " گاو " (1348- بر اساس داستاني از غلامحسين
ساعدي) و " داش آكل " ( 1350- بر اساس داستاني از صادق هدايت)
دواقتباس درخشان ادبي در كارنامهي خود داشت، در سال 1352، اقتباس
سه اثر از قصه نويسان ايراني را نيز در سياههي 85 فيلم توليد
شدهي آن سال ثبت ميكند و اين واقعه، پر ارج ترين سالي مي شود از
نظر پيوند بين سينما و ادبيات پيشرو ايران.
امير نادري، فيلم تنگسير را بر اساس رمان صادق چوبك، ناصر تقوائي
فيلم آرامش در حضور ديگران را با قصه اي از غلامحسين ساعدي و مسعود
كيميايي فيلم خاك را برگرفته از داستان بلند اوسنهي بابا سبحان كه
اثري از محمود دولت آبادي بود مي سازد. در همان سال با دو اثر
برجسته ي سينمايي از سينماگران مؤلفي چون پرويز كيمياوي ( با فيلم
مغولها ) و سهراب شهيد ثالث (با فيلم يك اتفاق ساده) نيز روبرو
هستيم. سالي كه همرا ه با توليدات داخلي، 500 فيلم خارجي هم در
ايران دوبله و اكران مي شود و اما فيلمهاي ياد شده به همراه
ديگرفيلمهاي ناصر تقوائي و امير نادري با نامهاي " نفرين " و "
تنگنا "،همچنان در تاريخ سينماي ايران، جايگاه ويژه ي خود راداشته
و خواهد داشت.
امير نادري در فيلم نوشت تنگسير، بيشتر از آن كه تلاشي داشته باشد
براي ساخت يك ژانر حادثهاي، تصويري ميدهد از عصيان و اعتراضي كه
به يك خيزش مردمي با بارقهها ي انقلابي و پييوستن نيروهاي نظامي
به صفوف مردم منتهي مي شود. بايد گفت كه امير نادري در اقتباس خود
از تنگسير، چند سالي پيش از آن كه " كيميايي"، فيلم نمادين " سفر
سنگ " ( ماههاي اول1357 - بر اساس داستاني ازبهزاد فراهاني ) را
بسازد و به نوعي پيشگويي قريب الوقوع پيروزي انقلاب 57 را پيش از
عمومي شدن جرقههاي خشم مردم، با شم ّ تيز خود در بطن آن بگنجاند،
امير نادري دراين خصوص پيشگام تر از او
عمل
كرده است. در تنگسير نويدي از شكل گيري يك جنبش ملي با مايههاي
مذهبي است آن هم در امتداد عصيانهايي كه به صورت انتقام فردي، با
آثار مسعود كيميايي وارد سينماي ايران شده بود. اميرنادري با اين
فيلم توانسته است كه نبوغ هنري،حس زيبايي شناسي و نگاه ژرف جامعه
شناختي خودرا همزمان به مرحله ي فعليت برساند. هرچند كه فيلم "
تنگنا"ي اونيز در همان سال با ارائهي يك تيپ نو از جواني بي پناه
و سرگشته با نام " علي خوشدست كه" با بازي بسيار گيراي " سعيد راد
" توأم بود توانست كه بعد از تيپهاي فراموش ناشدني"علي بي غم" با
هنرمندي محمد علي فردين در فيلم گنج قارون و " قيصر" با بازي بهروز
وثوقي، شخصيت سمبوليك ديگري را خلق كند كه سالهاي سال تأثير گذاري
خود را در خطوط قصهي خيلي از آثار سينمايي حفظ كند.
امير نادري در تنگسير، هرچند كه به اسكلت بندي رمان تنگسير و
استفادههاي بجا از ديالوگها و توصيفات مربوط به فضاهاي محلي و
ويژگيهاي روحي و رواني شخصيتها، وفادارانه عمل كرده است اما مرگ
اسمعيل – شاگرد مشروب فروشي – و كشته شدن نائب به دست مردم و يك
تفنگچي ِ پيوسته به اعتراضات مردم " دواس " –روستاي محل زندگي زار
محمد - و گريز شهرو – همسر زارمحمد- و فرزنداناش با بلمي به سوي
ميعاد گاهي كه پيغام اش را از طرف زار محمد، اسمعيل رسانده بود،
مواردي هستند كه در اصل اثر، روايتي آنگونه ندارند و صرفا از از
ناگزيري هاي يك اقتباس سينمايي و تلفيق اثر ادبي با برداشتهاي
عاطفي،اجتماعي و سياسي سينماگرنشأت مي گيرد و بايد هم چنين باشد.
نقش سكينه كه زن بيوه اي است و گاوش ياغي شده و به سوي مردم يورش
آورده هم با طعنههايي كه او به زارمحمد مي زند و جرقههاي خشم او
را مشتعل تر مي كند نيز متفاوت تر از آني است كه در رمان تنگسير
آمده است. موردي هم هست كه در متن كتاب وجود ندارد و آن هم نشان
دادن مراسم تعزيه و شبيه خواني است كه امير نادري با الهام از
جريانات روشنفكري و جهت گيري مبارزات آشكار و نها ن سياسي در ايران
دهههاي چهل و پنجاه بدان مسئله پرداخته است. آن نيز گريز زدني است
به واقعهي عاشورا و مفهوم شهادت و تأثير ديدگاههاي روشنفكراني
چون جلال آل احمد و دكتر علي شريعتي در شكل گيري مبارزات اجتماعي
مردم ايران.
در يكي از سكانسهاي درگيري مردم با تفنگچيهاي حكومتي در محلههاي
بوشهر، زارمحمد كه بخاطر دفاع از حق خود، خلق به او " شير محمد "
لقب مي دهد، رهبري شورش رانيز بر عهده مي گيرد كه اين نيز به شكلي
بياگر ديدگاههاي جنبش چپ در ايران بود و چوبك اما چنين نقشي را از
شخصيت تنگسير در رمانش نطلبيده است و بيشتر كوشش او بر آن است كه
با بيان حالات روحي و رواني كاراكترها بخصوص شخصيت تنگسير،
انگيزههاي لازم را براي يك خيزش فردي كه در ضمن،حمايت غير مستقيم
مردم رانيز درپي دارد، رشد دهد. جدا ازاين موارد، چوبك ضمن تأكيد
بر جامعهاي استبداد زده موضعي ضد استعماري نيز در رمان دارد كه
امير نادري تأكيدي براين نكته نكرده است و اين امر بي شك ريشه در
مميزيها و
خطوط
ممنوعهي وزارت فرهنگ و هنردر دورهي پهلوي دارد. چرا كه بعدها
فيلم ديگر او " دونده " پر از ايما و اشارههاي ضد استعماري است.
هرچند وقايع قصه ي تنگسير در اواخر دوره ي قاجار رخ مي دهد اما
همهي مؤلفههاي فيلم، حكايتي به شدت روز و جهان شمول دارد. اشتغال
شير محمد به چاه كني نيز در رمان وجود ندارد و آخرين شغل زارمحمد
قبل از اتقام گيري؛ جوفروشي در بوشهر بوده كه امير نادري با تغيير
طبقهي او از خرده بورژوازي به طبقهي كارگر، سعي كرده كه به لايه
هاي ژرف فيلم، عمقي وسيع و روشنگرانه بدهد.
فيلم تنگسير، همچون تيتراژ آغازينش كه نوشته شده بر اساس اثري
جاودانه از صادق چوبك، خود نيز جزو آثار ماندگار تاريخ سينماي
ايران است. يكي به سبب بازي بسيار درخشان بهروز وثوقي در نقش زار
محمد كه از پنجمين جشنوارهي جهاني دهلي نو، برنده ي جايزه ي
بهترين بازيگر مرد شد و ديگري بخاطر ارائهي يك تصوير بومي و تكرار
ناشده از فضاي زندگي مردم جنوب و همچنين فيلمبرداري خوب و ارزنده ي
نعمت حقيقي. دراين ميان نبايد از بازي بسيار جذاب و تكنيكي پرويز
فني زاده نيز چشم پوشيد كه با اطمينان، يكي از جاودانه ترين سكانس
ها يي را اجرا كرده كه تاكنون در سينماي ايران؛ فردي در يك نقش
مكمل و در بازي رودررو با كاراكتر اصلي فيلم، از عهدهي آن بر آمده
است.