در سايه‌ي «سايه»!؟

 

مجيد سياکلي
نقدِ يک «غزل»
درسايت معروفي(چهارشنبه 15 اسفند 86)،غزلي منتشر شده كه شاعر گرامي، آن را گويا در مصاحبت با استاد هوشنگ ابتهاج (م. الف. سايه) سروده و بهمين جهت شعر را «با سايه» ناميده است!.
مصاحبت با حافظ ِ غزلِ معاصرايران (سايه) ـ صد البتّه ـ بسيار غنيمت است. امّا مهتر اين است که آنكس كه در باره‌ي «حافظ» يا«سايه» سخن مي‌گويد، الفباي غزل، فصاحت كلام و استواري سخن را رعايت كند. متأسفانه شعر منتشر شده درآن سايت، ناقض اين خواست اصولي و هنرمندانه است و بنظر مي‌رسد كه شاعرگرامي ِ «باسايه!»، بيشتر «در زير سايه‌ي سايه»، خواسته است تا «خودي بنمايد»، وگرنه از همان آغاز ِ غزل پيداست كه قافيه‌ي «سوگوار»، «شادخوار» (در بيت اوّل) چندان مناسبتي ندارد و حتِي مي‌تواند نادرست باشد. اينگونه ضعف‌هاي كلامي در بيت‌هاي ديگر نيز وجود دارند كه به حرمت استاد «سايه»، از اشاره به آنها پرهيز مي‌كنم.
ظاهراً اينگونه«مصاحبت»ها، باعث بي‌توجهي‌هاي شاعر گرامي شده تا وي بدون ملاحظه و احترام به شعور شعري ِ خوانندگان، شعرهاي «ناپخته» را ـ شتابزده ـ چاپ و منتشر كند. بعنوان نمونه: در غزل ديگري از همين شاعر در همان سايت معروف (17 آذر 86) ضعف تأليف و اُفت و خيزهاي كلامي و اختلال وزن، آنچنان فراوان است كه خوانندهي آگاه، متحّير مي‌شود كه شاعر گرامي، چرا اين «شعر» را منتشر كرده است؟. اين «غزل» را ـ يكبار ـ مرور مي‌كنيم تا به ضعف‌ها و اشتباهات آن اشاره كنم:

با رفتنت اي گل! ز گلدان گريه مي‌كرديم
در روبروي چشم باران گريه مي‌كرديم
در باغ ما شادي شبنم‌ها تَرَك برداشت
وقتي كه رفتي، مثل گلدان گريه مي‌كرديم
با دردِ پنهاني كه در جانِ جهانم است
از سرنوشت غمسرشتان گريه مي‌كرديم
جاي تو خالي ماند در ميخانه‌هاي مهر
بعد از تو ما با،مِي‌پرستان گريه مي‌كرديم
باغِ شقايق‌هاي توفان ديده مي‌داند
ديشب چرا تا صبحگاهان گريه مي‌كرديم
وقتي خَبَر مثل تَبَر بر ما فرو باريد
آهسته وُ پيوسته، از جان گريه مي‌كرديم
بايد كنارِ عاشقانِ تازه بنشينيم
بي آتشت ما، يك زمستان گريه مي‌كرديم
«در گفتگو با ابرِ تلخ وُ تار» لاهيجان
از جان وُ دل، با يادِ جانان گريه مي‌كرديم
با ياد تو اي همنشينِ دلنشينِ چاي!
با خاطراتِ سبزِ گيلان گريه مي‌كرديم

دهم آذر 1386

1 ـ با توجه به تاريخ ِ اخير ِواقعه و سرودن شعر (دهم آذر 86) در سراسر اين غزل، «مي» در فعل ماضي ِاستمراري ِ «مي‌كرديم» نادرست و فعل مناسب، فعل ماضي ساده‌ي «كرديم» است.

2 ـ در مصراع دوم از بيت اول: «در روبروي چشم باران گريه مي‌كرديم»... تركيب ِ «در روبروي چشم...» غيرشاعرانه و نادرست است و تركيب درست و زيبا چنين مي تواندباشد:
ـ «در چشمه‌هاي چشم ِ باران» گريه كرديم

3 ـ در بيت دوم، مصراع اوّل: «در باغِ ما شادي شبنم‌ها تَرَك برداشت»... فعل «تَرَک برداشت» باعث اختلال در وزن شعر شده است.

4 ـ در بيت سوم، مصراع اوّل: «با درد پنهاني كه در جان ِ جهانم است»... نيز ضمير ِ ملكي «م» (در جهانم)در پيوند با فعل«است»، باعث ِ اختلال و آشفتگي وزن شده است.

5 ـ از اين گذشته در مصراع دوم اين بيت: «از سرنوشت غمسرشتان گريه مي‌كرديم»... و در مصراع دوم بيت ِ چهارم: «بعد از تو ما با، مي‌پرستان گريه مي‌كرديم» تكرار «ان» در كلمات «غمسرشتان» و «مي‌پرستان» نشان مي‌دهد كه شاعر گرامي تسلطي بر قافيه و كلام ندارد و بقول معروف: «قافيه را باخته است»!

6 ـ در بيت ششم: «وقتي خَبَر مثل تَبَر بر ما فرو باريد»... فعل «باريد» باعث اختلال در وزن ِ شعر شده و كلمهي درست و مناسب، واژه‌ي «ريخت» است، يعني:
ـ وقتي خَبَر مثل تَبَر بر ما فرو ريخت

7 ـ در بيت هشتم و نهم، تكرار 4 بار حرفِ «با» بدور از استواري كلام و فصاحت سخن است و به اين اعتبار:

8 ـ در بيت نهم، بجاي «با خاطرات ِ...»،ترکيب ِ «در خاطرات ِ سبز گيلان گريه کرديم...» درست ‌تر است.

اميدوارم که اين اشارات دوستانه، شاعر گرامي ما را نسبت به انتشار اينگونه «شعر»ها محتاط و مسئول كند و نيز مورد توجّهي مسئولان ادبي سايت ها ‌قرار گيرد زيرا كه بقول معروف:
ـ «آن كس كه شود سايه‌نشين، سايه ندارد!»


5 مارس 2008- تورنتو  اول صفحه



 

یادداشت

ريسك نوشتن

وحشتِ زن از تنهايى [حتى زنِ فمنيست]

رمان نوبه روايت آلن‌رب گريه

شعر

داستان

پارادوکسِ مفعولِ فاعل

فيلسوفي در كشاكش زبان

در سايه‌ي «سايه»!؟

پاتوق‌هاي ادبي كاركرد خود را از دست داده‌اند

معرفی کتاب

ارتباط با ما