
ریتسوس،
شاعر مردم
سیّد محمّد صدرالغروی
sadrolgharavi@yahoo.com
درباره
ریتسوس شاعر یونانی شعر ریتسوس از آن مردم است.
محبوبیت او در یونان با آوازه ی دوست آهنگ سازش، میکیس تئودوراکیس
قابل مقایسه است، زیرا در پیکار خویش همواره از اشعار او نیرو
گرفته اند. ریتسوس در شعری می گوید:
... بعد ها نگویید که من کار مهمی انجام داده ام
چرا که من،
تنها به دیواری تکیه دادم که شما نیز تکیه داده بودید
و تنها با شما رنج می کشیدم و با شما در رویا فرو می رفتم
و تنها من و تو یکدیگر را یافتیم!
ریتسوس با زندگی خلاق خود چنان اوجی یافت که لویی آراگون درباره اش
گفت: ریتسوس رساتر از هر شاعر دیگری رازهای جهان را
بر
من باز می گشاید ... . او تمام زاری ها و گلایه های مردم دردمند را
بازگو می کند.
ریتسوس پا به پای مردم رزمید و با آثار خود بر زخم ها مرهم نهاد و
بر دل هایشان نور امید نشاند. اشعار او آکنده از امید به آینده
است. عشق به انسان و بیزاری از دشمنان مردم، ویژگی بارز شعر اوست.
به خاطر این ویژگی هاست که ریتسوس در کنار مایاکوفسکی، نرودا، برشت
و ... در جایگاه بزرگ ترین شاعران قرن بیستم قرار می گیرد.
تئودوراکیس که بسیاری از اشعار او را به موسیقی درآورده درباره
ریتسوس چنین می گوید: او عمیق تر از هر کس دیگری تپش قلب مردم
را می شنود و پیام آن را باز می گوید. او شاعر صادق سرنوشت غم بار
یونان است.
پیام انسانی ریتسوس در تمامی گیتی، پژواک می یابد. طنین گرم شعر
او، آزادی و بهروزی همه ی بشریت را نوید می دهد:
بشنوید که این باد وزیده از جنگل ها
چه سان در شهرهای آینده صفیر می کشد
عظیم است این باد
بس شادمان است و سرکش.
چه سترگ است این باد!
در هم خواهد ریخت همه دیوارها را
دیوارهای میان جان ها و قلب ها
دیوارهای بر کشیده میان من و تو
و باز می گشاید پنجره خورشید را به روی جهان
گوش فرا دهید به خروش این باد در همه مرزهای جهان.
زندگی ریتسوس با تاریخ پیوند نا گسستنی دارد. او در اول ماه مه
1909 در جزایر پلوپونز یونان به دنیا آمد. در سال های پیش از جنگ
جهانی دوم، وی در نشریه ها قلم می زد و شعرش در خدمت مقاومت
جانبازانه ی مردم قرار گرفت. او در سال 1947 به زنجیر کشیده شد. از
سال 1948 به جزیره لیموس تبعید شد. ریتسوس در سال 1952 از
فراموشخانه ی لیموس به میان مردم بازگشت و در سال 1967 بار دیگر به
زندان افتاد. وی با اعتراض یکپارچه افکار عمومی جهان در سال 1970
از بند رست.
او به پاس فعالیت های خلاق هنری و پیکار خستگی ناپذیر اجتماعی اش،
در سال 1977 به دریافت جایزه صلح نائل آمد و درهمین سال برنده
جایزه ادبی نوبل شناخته شد. از یانیس ریتسوس تاکنون بیش از هفتاد
کتاب شعر و چند اثر نمایشی و مجموعه مقاله منتشر شده و آثار او به
بیش از 24 زبان زنده دنیا از جمله فارسی ترجمه شده است.
کتاب نامه
همه چیز راز است! – یانیس ریتسوس – ترجمه احمد پوری –
نشر چشمه – 1385
زمان سنگی – یانیس ریتسوس – ترجمه فریدون فریاد – نشر ثالث – 1383
نام دیگر عشق - یانیس ریتسوس – ترجمه علی عبداللهی – نشر امتداد –
1382
با آهنگ باران - یانیس ریتسوس – ترجمه قاسم صنعوی – خیزران - 1382
دهلیز و پلکان - یانیس ریتسوس – ترجمه محمد علی سپانلو – ققنوس -
1380

|
|
|