
فرشته نوبخت و رئالیزمی نماد گونه

علیرضا ذیحق
یادداشتی بر مجموعه داستان " مرغ عشق های همسایه روبرویی "
فرشته
نوبخت با مجموعه داستان " مرغ عشق های همسایه روبرویی "، راهی را
در داستان نویسی پی می گیرد که او را ناگزیر به رئالیسمی که این
روزها سخت باب شده وآن نظرگاهی ست که قلم نویسنده را بیشتر به یک
دوربین عکاسی یا فیلمبرداری مبدل می سازد ، نزدیک کرده است . اما
یک ویژگی خاص ، خواهی نخواهی در ناخودآگاه او موج می خورد و آن هم
غرابت نگاه و پرهیزش از ابتذالی است که کار های او را متفاوت تراز
آثاری می سازد که بیشتر به یک تولید انبوه شباهت دارند تا جوشیدنی
از اعماق و پیوند تخیل با تجاربی که از غنای رفتاروعاطفه متأثر
باشند . فرشته نوبخت دوست دارد که نسخه نپیچد و راهی فراروی
خوانندگان آثارش که باید چنین کرد و چنان شد ، نمی گشاید . اما
نویسنده ای جانبدار است و مهر و عطوفت ، ساختار قصه های او را به
محوری از انسان مداری سوق می دهد و ندایی می شود از درد عصری که
جانها ، با همه ی تَن ها ، تنهایند و وحشت ِ آدمی از انزوای درون و
عجزش در لحظه های ناچارگی ، خود داستانیست از ساختارهای مدرن سیاسی
و اجتماعی.
نوبخت نبضی تپنده دارد و خونگاه قلم اش هم اگر مستند وار می چرخد ،
قصه نویسی نوگرا ست و امید ، نای و نوایی در کارهایش دارد که
دلپویه های خوانندگان را با خود تا مرزهای ناگزیری می کشانَد .
روزی با او که از قصه هایش حرف می زدیم وهنوز آنها را نمی خواست به
چاپ بسپارد، گفتم :" حواس ات باشد که این کارها فرای تجربه اند
ونویدی از یک تولد دارند . تولدی که بی شک قصه نویسی ما آن را جدی
خواهد گرفت و حتی اگریکی دونفری نیزدر کسوت منتقد ، پیله کنند و
بخواهند با واژه بازی های معلق و ترجمه نشده ، تو را متقاعد سازند
که هنوز باید به آنها ، در چشم یک سیاه مشق بنگری و کسانی در خفا ،
مرگ خلاقیتت راجشن بگیرند . به قول هوشنگ گلشیری آن کوه قصه و غصه
، بپا که جوانمرگی در نوشتن دامنت را نگیرد که ادبیات داستانی در
ایران ، بدجوری زخمدار این دشنه است . "
هرچند که فرشته نوبخت جز یکی دوتا قصه ازآن سالهای نخست خلاقیت اش
، در این مجموعه نیاورده ، اما هم این قصه ها و هم آن قصه ها به
زعم من از تعریف ناب قصه چیزی کم نداشته اند و ندارند . داستانهایش
پر از عناصری اند که تصاویر و تعابیرش همه لبریز زنانگی اند و حسی
که هرگز نخواسته از هویت زن بودن ، گامی عقب نشیند و جوهره ی
انسانی زن را به تفاوتی ارجح و شعاری سوق دهد . آدمهای قصه اش
عموما کودکان ، مردان وزنانی از طبقه متوسط شهری اند. طبقه ای که
هم صلیب رنج بردوش دارد و هم سهمی از نشئه ی زندگی . تیپ هایی که
در هر بزنگاه اجتماعی حضور دارند و نه نفرینی ِ فقرند و نه عاج
نشینان تخت مرصع . اینجاست که شیفتگی نویسنده به واقع گرایی محض
،رنگ می بازد و در امتدادنگاه اش ، نه یک دوربین بی جان ، بلکه
پوستی ازشهر و تلاطم هایی مخوف از عصری می تپد که بخواهی نخواهی ،
ندایش هنوز آوازه جهان است و سرودی نامیرا از زبان هر انسانی که
آدم مانده و باورمند مهرو تغییر .
نوشتن از قصه های یک مجموعه ی داستانی ، آن هم به طور کلی و بدون
نقد تک – تک آنها با همه ی حوصله و ژرفی ، نه کاری سودمند است و نه
که یک دوستدار قصه را ، سزای افتادن به این ورطه . اما همه ی قصه
های این مجموعه ، درخور نقدند و نه پیله . فرشته در سبک و پرداخت
قصه هایش به یک نکته ای رسیده ، که نشان از روح و روانی خاص دارد و
جنسی که روایت اش را متمایزتر
می
کند . از رمان و داستان بلند صحبت نمی کنم و اما ، در داستان کوتاه
، بی هیچ قیاسی مطلق و مضمونی و صرفا ازدریچه ی شکوفایی ادبی و
ابداع اش در خلاقیت ، او از سلاله و تباریست که روزی در حوزه ی
داستانی با سیمین دانشور آغاز شده و اوج اش را زمانی در آثار مهشید
امیر شاهی دیده ایم و این آخری ها هم در کارهای میترا داور . زمانی
که هنوز فرشته نوبخت را با کتاب " مرغ عشق های همسایه روبرویی "
نمی شناختیم ، یادداشتی نوشته بودم که ذکر آن ، نشان از یادمایه
هایی دارد که هنوز هم سخت بدان پایبندم :
"فرشته نوبخت از قصه نويس هاي جواني است كه در دهه ي هشتاد بخصوص
از سال 85 به بعد كارهايش را از طريق فضاي مجازي و همچنين نشريات
ادبي ارائه كرده و جزو چهره هايي هست كه از طريق فضاي وب به ارائه
ي كارهاي جدي و سنگين پرداخته است . در حقيقت فضاي اينترنت كه در
آن هر كسي را ياراي ارائه ي آثارادبي و هنري مي باشد او اين اقبال
را داشته كه كارهايش خوانده شود و با استقبال شايسته اي نيز مواجه
باشد. درج قصه ها و نقدهاي ادبي او در مطرح ترين سايت هاي ادبي ،
نشان از جوهره ي هنري كاراو مي كند. آن هم در هياهوي اين همه توليد
ادبي و وجود صدها نويسنده ي نوپا ، اين توفيق ، هرگز يك امر تصادفي
نيست و ريشه در شناخت عميقي دارد كه وي از کلاسیک ها وادبيات معاصر
ايران و جهان اندوخته است . اوبا آنكه هنوز آثار خود را در قالب
كتاب چاپ نزده ولي در ميان منتقدين و صاحب نظران ادبيات داستاني
جزو انگشت شمارهاي مطرح در هنر قصه نويسي محسوب مي شود و آثارش ضمن
ترجمه به ساير زبانها ، نقد هاي زيادي را نيز به خود اختصاص داده
است . او با داشتن گرايش رئاليستي به داستان ، ازتلفيق شيوه هاي
مدرن نيز همچون جريان سيال ذهن وايجاد دلهره از طريق نمادسازي و
نفوذ به روان شخصيت هاي آثارش ، و همچنين بهره گيري از فرم و تكنيك
، به يكي از جدي ترين مدعيان عرصه قصه در ميان هم نسلان خود تبديل
شده است . "*
آذر 1388
____________________
*مرغ عشق های همسایه روبرویی ، فرشته نوبخت ( متولد 1354ه.ش)/ چاپ
اول ، 1388،انتشارات افراز
 |