بازنمایی رمز و راز تمول کم استعدادها در ادبیات

 

‏فتح‏الله بى‏نياز

 

مروری بر دو رمان «بنونی» و «رزا» نوشته کنوت هامسون

دو رمان«بنونی» و «روزا» اثر کنوت هامسون- نویسنده نروژی و برنده نوبل 1920 - با ترجمه تحسین انگیز مترجم فرهیحته، قاسم صنعوی در دسترس خوانندگان ایرانی قرار گرفت. این دو رمان به هم پیوسته اند، اما می توان هر یک از آنها را به صورت مستقل خواند. رمان «بنونی» از دیدگاه راوی دانای کل روایت می شود و «رزا » از دید راوی اول شخص،یک دانشجوی غریبه، به خواننده عرضه می گردد.
در این جا فرصت را مغتنم شمرده و به توضیح نکته ای از کارهای هامسون می پردازم که در این دو متن هم خودنمایی می‌کند. این نکته نوع برخورد نویسنده است با پدیده ها ی مختلف جهان مدرنی است که از میانه قرن نوزدهم طلیعه آن محسوس بود . پدیده ها و عناصری چون گرسنگی، از خود بیگانگی، پوچگرایی، جایگاه پول، دغلبازی، ترفندهای نو در خدعه و نیرنگ و غیره. نویسندگانی که در دروه اول مدرنیسم ادبی ظهور پیدا کردند، کسانی چون تامس هاردی ، هنری جیمز ، دیوید هربرت لارنس و همین کنوت هامسون و مهمتر از همه اینها نمایشنامه نویس نابغه نروژی هنریک ایبسن ماهیت . کیفیت این پدیده ها را کم و بیش بازنمایی کرده بودند پیش از این که مردم عادی و حتی سیاستمدارها بتوانند تحلیلی میدانی یا نظری در باره آنها ارائه دهند. رمان بدون پلات «گرسنگی» اثر هامسون که شخصیت اول آن همین پدیده شوم گرسنگی است ، اشاره ای است در افاده این مدعا. بی دلیل نیست که گفته می شود: «شاعران و نویسندگان زودتر از دیگران حس می کنند.»
در رمان بنونی، نویسنده دو موضوع را به صورت موازی بازنمایی می کند. نخست این که پوادر شدن در جامعه سرمایه داری هیچ ربطی به استعداد ندارد. بنونی این کارمند دون پایه اداره پست قبل از هر چیز در می یابد که تا زمانی که کار می کند و به اصظلاح استثمار می شود، فقط می تواند آن قدر بخورد تا بتواند فردا کار بکند. در ضمن در می یابد که برای دست یابی به ثروت باید دست کم یک ولی نعمت ظاهری در میان پولدارها داشته باشد، به همین دلیل به ثروتمندی به نام مک بازرگان سیری لوند پیدا می کند. بدیهی است که باید تبعات این موقعیت ، مثلا تحقیر را بپذیرد که می پذیرد. در مقابل وقتی از کشتی بزرگ پیاده می وشد «احساس کرد قلب یک دریاسالار در سینه اش می تپد.»(صفحه 29 ) بنونی وارد عرصه داد و ستد می شود چون می فهمد با کارهای فکری و یدی چیزی حاصل نمی کند و برای بزرگ (ثروتمند شدن ) باید عوامل دیگری را مد نظر گرفت : «انسان اگر برای بزرگ شدن به دنیا نیامده باشد ، همیشه بنونی باقی می ماند.» (صفحه 31) همین جمله گویای این است که چرا نابغه های جهان مدرن معمولا از نظر مالی آدم های متوسطی هستند و نادر هستند ثروتمندانی چون بیل گیتس که بهره هوشی بالایی داشته باشند.

بعید می دانم ده درصد خوانندگان این مقاله نام کریستوفر فیلیپ هاردینگ (از انگلستان) و ولفگانگ جنسن (از آلمان) را شنیده باشند. این دو نفر دارای بهره هوشی (آی – کیو) 197 هستند. هر دو در انجمن مگا عضویت دارند؛ انجمنی که بهره هوشی پانزده عضو دیگرش 193 است. باید به این نکته توجه داشت که بهره هوشی 139 در تراز «عالی» قرار می گیرد، و از آن به بالا «فوق عالی» محسوب می شود و روانشناسان، شخص برخوردار از چنین پتانسیلی را «نابغه بالقوه» می دانند. ناگفته نماند که از هر یک میلیون انسان، فقط یک نفر ممکن است بهره هوشی اش بیشتر از 180 باشد. نیز توجه داشته باشیم که ممکن است افراد با بهره هوشی بالا در زندگی روزمره از پس بقال ، کفاش و قصاب (با عرض پوزش از این سه صنف) با بهره هوشی متوسط (90 تا 109 ) بر نیایند و حتی به اصطلاح گول بخورند یا مدت زمانی طولانی فریب دوست یا برادر یا همسری را بخورند که بهره هوشی شان متوسط متمایل به پایین (70 تا 99) است.
بد نیست یادآور شوم که بهره هوشی گوته 210 ، داوینچی 105 ، لایبنیتس 205 ، استوارت میل 200 ، پاسکال 195، ویتگنشتاین 190، گالیله 185 و انیشتین 160 بود ، اما اینها یا وارد عرصه تجارت نشدند و اگر می شدند، تضمینی برای موفقیت شان نبود. هنر هامسون مانند هر هنرمندی در این است که بدون اشاره به این نکات به خواننده نشان می دهد که چگونه بنونی کم استعداد که عملیات ریاضی را به سختی می فهمد به قول زمین بازان امروزی «زمین های مرده را زنده می کند تا زمین او را از جا بلند کند.» تپه ای را که پاسکال امکان می یافت و روی آنها می نشست، به دریا چشم می دوخت، و به رساله اندیشه هایش فکر می کرد تا آن را کامل تر کند و گالیله در دیداری فرضی آن تپه را به چشم سطحی نگاه می کرد که موجب کاهش شتاب جسم متحرک می شد. اما بنونی، به مداخل حاصل از این زمین ها فکر می کند. آنها را می خرد و آن زمین برایش تبدیل به طلا می شود و او توقع دارد حالا که ثروت زیادی به چنگ آورده است ، مردم یا همان تحقیر کنندگان دیروز، او را «بنونی هارت ویگسون» یا حتی «ب. هارت ویچ» بخوانند نه بنونی . البته توقع داشت صفات «ثروتمند عالیقدر و نیکوکار» دنبال نامش افزوده شود. پول او را متوهم و خودشیفته می کند و باورش می شود که می توان عشق را هم با پول خرید ، پس برای به دست آوردن دل رزا برای او پیانو و زیورآلات می خرد. رزا که شخصیت دیگر این دو رمان است ، تیپ دخترهایی است که گمگشته و سرگرانند و نمی دانند و نمی توانند و گاه نمی خواهند بین حقیقت ایده آل اما ضعیف و واقعیت نامطلوب اما قوی کدام یک را انتخاب کنند. دخترهایی که حتی همین امروز هم در جهان، خصوصا در سرزمین هایی که سنت ها با مدرنیته در تضاد است، بیشتر عرض اندام می کند. شخصیت رزا – همچون بنونی – در عین حال که خصوصیات شمار کثیری از انسان های اطراف ما را به خواننده یادآور می شود، اما شبیه هیچ یک از آنها نیست . به بیان دیگر موجوداتی هستند واقعی و نه عینی . محال است کسی است این رمان ها را بخواند و در جمع اطرافیان خود مصداقی از آنها نبیند ، ضمن این که در همه حال هم مصداق ها و هم بنونی و رزا یا افزوده هایی دارند یا کمبودهایی .
دو رمان از نظر قصه و ساختار و نوع روایت به طور مطلق مستقل هستند ، یعنی می توان یکی از آنها را خواند بدون این که کمبودی حس کرد. هر دو رمان از یک امتیاز انکار ناپذیر برخوردارند و آن بازنمایی اعتقادات، الگوها ، باور ها ، آداب و رسوم اجتماعی و فرهنگی نروژ است. «زمینه» یا ستینگ رمان ها از این حیث بسیار غنی اند و گرچه در حد و اندازه های رمان های تامس هاردی و جوزف کنراد نیستند ، اما خواننده درک نسبتا جامعی از جهان عینی و ذهنی نروژ آن روز گار کسب می کند.
رمان های «پان» و «در زیر ستارگان پائیزی» رمان های دیگر هامسون هستند که صنعوی اخیرا به چا پ رسانده است. او پیش از این زمان های «رازها» و «ویکتوریا» را از همین نویسنده ترجمه کرده بود. ناشر هر شش کتاب ، نشر «گل آذین» است.  



 اول صفحه

 

یادداشت

بازنمایی رمز و راز تمول کم استعدادها در ادبیات

ضحاک در نگاه گوهر مراد

اندکی پیش از وسوسه ی سه گانه نویسی

فرشته نوبخت و رئالیزمی نماد گونه

شعر

داستان

هنر انسان گرایانه ی چاپلین

تزکیه ارسطویی و نمایشنامه هملت

معرفی کتاب

ارتباط با ما