
در
نگاه خیره اش، نابودیام مشهود بود*
سیّد محمّد صدرالغروی
نگاهی
کوتاه به مولفههای اجتماعی فیلم "هفت دقیقه تا پاییز"
فیلم هفت دقیقه تا پاییز دست مایهای رئالیستی و رویکردی
انتقادی به مشکلات اجتماعی دارد و این مسائل در انواع و اقسام
مختلف در این فیلم به نمایش گذاشته شده است.
کارگردان با شیوه ای مناسب، ناپایداری قشر متوسط جامعه را با تأکید
بر معضلات اقتصادی این قشر همگام با وضعیت زنان در ایران به تصویر
می کشد.
به تصویر کشیدن محیط اجتماعی، از مشخصههای فیلمهایی است که
کارگردانان آنها نگرش جامعه شناختی به انسان دارند، تصویری که
علیرضا امینی در هفت دقیقه تا پاییز اندک اندک آن را نشان می دهد و
این ترکیب، نوعی پیش آگاهی از موقعیت به مخاطب میدهد.
بخش اعظم فیلم بر محور تأثیر گذاری موضوع مرگ بر شخصیتها و روایت
این تأثیرات بر زندگی و روان افرادی است که ایشان با مشکلات
اقتصادی همیشه دست به گریبانند و بی مهری اجتماع را نیز با پوست و
گوشت خود احساس میکنند و تمام این مصائب در شخصیتهای داستان آن
گاه که قرار از کف می دهند، به خوبی تبلور پیدا میکنند.
کارگردان در تصویر سازی صحنهها و فضای فیلم خوب عمل کرده است و به
طور نمونه در ابتدای سکانس خودکشی، نور لرزان فندک نشان تردید و بی
ثباتی شخصیت فرهاد «حامد بهداد» در فیلم است و کارگردان با استفاده
از شیء و رفتارهای نمادین، حال و وضعیت
شخصیتهای داستان را به
خوبی در صحنهها بیان میکند.
این انتقال حس و حال در شخصیتها با بازی خوب هدیه تهرانی «میترا»،
محسن تنابنده « نیما »، خاطره اسدی « مریم » و حامد بهداد «فرهاد»،
اثر گذاری فیلم هفت دقیقه تا پاییز را افزایش میدهد و باعث هم ذات
پنداری تماشاگر با شخصیتهای فیلم میشود و این انتقال حس و حال
بیش از همه در چهرهی میترا «هدیه تهرانی» نمود پیدا می کند گویی:
در نگاه خیره اش، نابودی ام مشهود بود.
این پرداخت تلخ واقعیت است که نمی توان فیلم "هفت دقیقه تا پاییز"
را دید و از تراژدی مرگ و نگاه جنسی به زنان در جامعه تکان نخورد،
با این ویژگی که کارگردان توانسته است با پرداخت رئالیستی، حس
تراژیک فیلم را به بیننده منتقل کند و وی را همراه و هم دل
شخصیتهای فیلم بسازد.
یکی دیگر از عوامل مهم در پیش برد فیلم هفت دقیقه تا پاییزجدال
است. عرصهی این عامل در فیلم بسیار گسترده است و از سادهترین و
شخصیترین تا پیچیده ترین و عام ترین شکل را شامل میشود.
شخصیتهای اصلی فیلم در عین این که جدالی درونی را با خود پیش
میبرند، در جدال با شخصیتهای دیگر و اجتماع هم شرکت دارند.
در جدال درونی، بن بستها، مشکلات، دغدغهها و ... از هر نوع که
باشد درونی شده و عرصهی بروز آن ها درون شخصیت ها است. در جدال
بیرونی، درگیری فرد با شخص و اشخاص دیگر و هم چنین اجتماع و شرایط
اجتماعی است و خارج از ذهن او انجام می شود. هفت دقیقه تا پاییز
نمونه ی موفق ترکیب این دو نوع جدال و کشمکش در درون و بیرون شخصیت
های فیلم است.
از دیگر مسائل قابل بررسی در فیلم هفت دقیقه تا پاییز، شیوهی
پایان بندی آن است. در این شیوه پرداخت پایانبندی در ارتباط درونی
با دیگر عناصر صورت می گیرد و پایانبندی همچون مکملی در داستان
عمل کرده و در اصل محل تجلی داستان میشود که با درک آن، پرتوی بر
کلیت و عناصر فیلم انداخته شود.
در مجموع علیرضا امینی در هفت دقیقه تا پاییز نگاهی کاملاً واقعی
به انسان و مسایلاش می اندازد و در آن علل اجتماعی را به گونهای
اگزیستانسیالیستی به تصویر میکشد که ایجاد رابطهی باور پذیر متن
فیلم و مخاطبین را به ارمغان میآورد.
* عنوان مقاله ای از اسلاوُی ژیژک: در نگاه رعب آور او، نابودی ام
مشهود بود که در آن دو اصطلاح نگاه (gaze) و صدا (voice) را در
فیلم های هیچکاک بررسی می کند.
 |