روایت تنهایی، ترس و جنگ

 

‏حمید بابایی
 

نقد مجموعه "ایستگاه باغ سرهنگ" نوشته علی‌الله سلیمی*

ایستگاه باغ سرهنگ چهارمین اثر از علی الله سلیمی است که توسط انتشارات افراز چاپ شده‌است. سلیمی در این اثر نیز تا حدودی دل مشغولی‌های آثارقبلی خودمانند تنهایی،ترس و جنگ را دنبال می‌کند.
ایستگاه باغ سرهنگ مجموعه داستان کوتاهی است متشکل از ده داستان.تمام داستان ها به جز یک اثر واقع گرا هستند و روایت آنها به صورت خطی است. در واقع سلیمی نویسنده ای است که دراین اثر نشان داده بیشتر به قصه گویی و بیان اندیشه اعتقاد دارد تا بازی های فرمی رایج درادبیات امروز کشورمان.
داستان اول این مجموعه به نام”ایستگاه باغ سرهنگ” داستان خانه ای بزرگ که دارای یک باغ است و چند نفر در این خانه به صورت اشتراکی زندگی می کنند و حضور چند صافکار و دعوای آنان با اهالی باغ سرهنگ منجربه قتل می شود.بعد ازدوحادثه اهالی تصمیم به صحبت با مالک اصلی یعنی سرهنگ را می گیرند که متوجه می شوند سرهنگی در کارنیست و بعد از مدتی فردی به نام مهندس حضور می یابد وادعای مالکیت می کند که اهالی به نوعی تصمیم می گیرند شراو را نیز کم کنند.
راوی داستان اول شخص است اما در تمامی قسمت ها به گونه ای روایت می کند که ما متوجه می شویم راوی در واقع اول شخص – دانای کل است. در واقع راوی اول شخص است اما زاویه دید او مانند سوم شخص به صورت بیرونی روایت می کند.در اصل راوی داستان روح جمعی اهالی است هر چند که در جایی اشاره به خودش می کندو اگر راوی سوم شخص می بود به داستان لطمه ای وارد نمی شد. داستان بیان کننده نگاه دد منشانه وخوی وحشی انسان ها در مقابل منافع شخصی خود است که حتا حاضر به ارتکاب جنایت هم می شود.
داستان دوم به نام” روباهی در میان ساقه های ذرت”.یک داستان واقع گرای مدرن(روانشناختی ذهنی ) است. این اثرروایت گر پیرمردی است که سال هاست تنها زندگی می کند و با وانت خود امورات زندگی اش را سر می کند.اومامور بردن چند وسیله به یک کاروانسرای مخروبه می شود در آنجا یک پیرزن را می بیند واحساس می کند پیرزن همان گمشده اوست .داستان با راوی سوم شخص محدود به ذهن پیرمرد روایت می شود. یکی از نکات درخشان این داستان فضا سازی آن است که باعث شده بتوان داستان را کاملن مجسم فرض کرد. این داستان از لحاظ محوریت معنایی دست نیافتنی بودن مطلوب است. اینکه اگر ادیسه وار هم به دنبال دیگری باشیم او را در جایی خواهیم یافت که همواره با فرض ما فاصله بسیار دارد وجستجو گری انسان را پایانی نیست. اینکه آیا واقعن می توان دیگری را یافت ؟
“سفرمعمولن در صبح اتفاق می افتد” عنوان سومین داستان ازاین مجموعه است و روایت گر پیرمردی است که در یک کوره آجر پزی به همراه یک سگ زندگی می کند،همسرش او را ترک کرده ومتوجه می شود که کودکان سگ همسایه را با خوراندن سوزن کشته اند برای حفظ جان سگ با او به سفری بی بازگشت می رود.این داستان جز داستان های روانشناختی است و به مسئله تنهایی و وحشت انسان از تنهایی می پردازد،بیان فضای جدید در این داستان (کوره آجر پزی) باعث شده داستان دارای جذابیت باشد و در واقع بیان جدید سوژه ای است که درداستان های آپارتمانی همواره تکرار می شود.
البته پایان بندی دراین داستان بدون اشکال نیست و دو سطر پایانی داستان اضافه است.چون در این قسمت مسئله طرح داستان پایان پذیرفته است و پرسش داستان با حرکت پیرمرد ( یعنی در جایی که پیرمرد کوره را ترک می کند) داستان پایان می پذیرد.
داستان بعدی “غریبه ها” است که بیان زندگی افرادی است که در خط کوره آجر پزی مسافر کشی می کنند و با تعطیلی کوره آجرپزی خط آنها نیز جمع می شود.این اثر بیان کننده مشکلات مهاجرین و کسانی است که به واسطه از بین رفتن یک شغل حرفه خود را ازدست می دهند.داستان بیان کننده مشکلات مهاجرین در حواشی شهر است. راوی داستان سوم شخص محدود به ذهن مردی است که ریاست خط را به عهده دارد.
داستان” شب ها به یک ستاره فکرکن” در ژانر واقع گرای روانشناختی و با راوی اول شخص روایت مردی است تنها که دچار ملال و یکنواختی در زندگی خود شده و با یک کولی که از زندگی آینده خبر می دهد آشنا می شود.مرد به مدت هفت سال پیش کولی می رود و کم کم احساس خویشی به او می کند ولی در نهایت از بیان حرف خود به او عاجز است.این اثر هم مانند اثر دیگر بیان تنهایی انسان معاصر است.مشکل اصلی داستان این است که از نظر ساختار دارای ساختار داستان کوتاه نیست و بازه زمانی طولانی هفت ساله ای را شامل می شود و نکته دیگر اینکه رابطه مرد با زن کولی نیاز به ساخته شدن دارد که این مسئله نیز نیاز به نوشته شدن بیشتر دارد و با توجه به اینکه بازه زمانی طولانی را در بر داشته است نویسنده صرفن به روایت پرداخته و فضایی درداستان ساخته نشده است.
داستان”کلبه ی زیبایی فرشته” یک اثرواقع گرای اجتماعی است.اگراز منظر روایت شناسی به خواهیم داستان را نقد کنیم.باید بپرسیم.چه کسی حرف میزند؟راوی زن خانه داری است که دوستش به همراه زن دیگری آرایشگاه زنانه ای به اسم کلبه زیبایی فرشته را اداره می کنند. داستان دغدغه زنان درمسئله زیبایی وصرفن داشتن نگاهی ظاهری را مطرح و نقد می کند. نوشته شدن داستان از دیدگاه یک مرد با استفاده از یک راوی زن به داستان لطمه زده است. در ضمن نگاهی که به این مسئله وجود دارد یک نگاه مردانه است تا زنانه.
“مرده ها فراموش می کنند چه کسی آنها را کشته است؟”تنها داستانی است که ازنظرژانری با داستان های دیگر متفاوت است.داستان روایت گروهی نظامی است که به یک روستا یوروش می برند واهالی روستا را قتل عام می کنند و سرانجام در پایان اثر شاهد شنیده شدن صداهایی هستیم به این معنی که گروه دیگری که هویت آنان مشخص نیست قصد حمله به این گروه را دارند.
پایان داستان را می توان به دو صورت خواند:یک خوانش نزدیک،این است:گروهی که قصد حمله را دارند گروه نظامی است و در واقع ما شاهد یک سیکل بسته در حوزه قدرت و خشونت هستیم و همه در حال کشتار یکدیگر هستند.اما خوانش دوم اینکه کسانی که در پایان داستان قصد انتقام دارندهمان مردگان هستند و داستان،روایت بازگشت مردگان است واین پاسخ که مردگان فراموش نمی کنند چه کسی آنها را کشته است.
“درمسیر پرواز مرغان دریایی” داستانی است واقع گرای مدرن با راوی اول شخص .این اثر روایت گرگروهی است که کار تفحص شهدا را انجام می دهند.آنها با کمک یک افسرعراقی گور دسته جمعی را می یابند زمانی که تصمیم تشکر ازافسرعراقی را دارند او بدون هیچ دلیلی ناپدید می شود.
داستان دارای ابهامی است که برساخته خود متن است .ابهامی که به داستان لطمه نمی زند و ایجاد کننده این پرسش است که چرا افسرعراقی ناپدید می شود؟آیا او هم در این قتل و عام دست داشته و حالا با عذاب وجدان آنجا را ترک کرده است؟
“همان ارتفاع همیشگی “بیان کننده زندگی فردی است که درزمان جنگ دکل های برق را باز می کرده و دوستی داشته است که بر روی دکل دیده بانی می کرده است و زمانی که دوستش بر روی دکل به شهادت می رسد به همراه کسی مامور آوردن جنازه از روی دکل می شوند وهنگام پایین آوردن شهید، جنازه از روی دکل سقوط می کند و حالا راوی از ارتفاع می ترسد.داستان به صورت ذهنی روایت می شود و راوی بین زمان گذشته و حال در نوسان است. اگرچه نویسنده می توانست ادغام این زمان ها را به صورت هنرمندانه تری انجام بدهد اما به علت اینکه نویسنده دغدغه فرم را ندارد به سهولت از این مسئله گذشته است و فقط به روایت پرداخته است. در قسمت هایی داستان رمانتیک می شود که به داستان لطمه زده است و این نگرش را القا میکند که داستان برای تحریک حسی مخاطب نوشته شده است.
داستان سایه بلند شب هم در باره جنگ است و داستان فرمانده ای است که تمام افرادش کشته شده اند و فقط اوکه دو پایش را از دست داده زنده مانده است.حالا همه او را مقصر کشته شدن افرادش می دانند او برای اولین بارمی خواهد درباره این مسئله حرف بزند و از خودش دفاع کند.داستان به صورت راوی اول شخص با مخاطب روایت می شود و به علت اینکه سخنرانی محسوب می شود،طرف مقابل خاموش است که باعث زیباتر شدن داستان شده است. مسئله اصلی در این داستان مشکلات رزمندگان بعد از جنگ است و اینکه برخی تبدیل به قهرمان شده اند و برخی تبدیل به چهره های منفور و درکنجی تنها نشسته اند.
هرچند که تمام داستان ها مستقل هستند اما از نظر روایت و مفهمومی بین آنها رابطه وجود دارد ونکته جالب اینکه بین داستان ها به صورت دوبه دو رابطه معنایی وجود دارد.اگر چه از نظر فرمی به هم شباهت چندانی ندارند.مثلن بین داستان ایستگاه باغ سرهنگ و داستان مرده ها فراموش می کنند ......
که بیا ن خشونت است. یا داستان “سفر معمولن .....” با داستان” شب ها به یک ستاره .....” با محوریت تنهایی .همین رابطه را به صورت نظیر به نظیر می توان بین داستان های دیگر نیز برقرار کرد.


*ایستگاه باغ سرهنگ – مجموعه داستان کوتاه- سلیمی علی الله – چاپ اول 1388 انتشارات افراز
 



 اول صفحه

یادداشت

ژرف‏ساخت داستان جريان سيال ذهن

آدمی خسته است و هنرمند خسته تر

مشکل بند اول

شعر

داستان

جهانی رنج در خنده‌های پنهان

ماکسیم گورکی، نمونه‌ی مجسم انسان آفریننده

روایت تنهایی، ترس و جنگ

معرفی کتاب

ارتباط با ما