واقعاً نفهمیدیم چه شد كه ...

 

‏کمال صادقی
 

پرداختن به رسم‌الخط و در واقع فقدان آن برای زبانی (فارسی) كه هووی زبان مادری من (كردی) محسوب می‌شود، شاید كاری بیهوده و حتی در نگاهی بدبینانه، خیانتكارانه (!) باشد؛ جستجو برای كشف انگیزه‌های این خیانت بماند برای بعد اما چیزی كه در نهایت باعث شد آن را بر خواب بعد از ظهر جمعه‌ام ترجیح دهم، احترام به دغدغه و دقت نظر دوست عزیزم بهنام ناصح سردبیر نكته‌بین نشریه الكترونیكی "ماندگار" در این باره بود. مطمئن نیستم ولی شاید او هم مانند من به رغم تفارق زبان مادری‌اش (گیلكی) با فارسی، پس از عمری فارسی‌‌زیستی و فارسی‌اندیشی تنها راه چاره را برای حل به قول خودش "این هرج و مرج" پرداختن به این مسئله به هر دلیل و قیمتی دیده است.
باری همین اول راه بگویم كه من حقیقتاً سخنی در این باره ندارم و اگر هم در ادامه این مطلب توضیحات یا مثال‌هایی ذكر خواهد شد، بیشتر نكته‌هایی است كه از یكی از متخصصان فن به عاریت گرفته‌ام كه به سبك مرور خاطرات و یا چیزی شبیه آن از جلوی چشمان شما خواهد گذشت.
به عقیده من زبان فارسی اساساً رسم‌الخطی ندارد و اگر هم در رد این مدعا تاكیدات مكرری در تواریخ و كتب دستور زبان صورت گرفته، باید آن را به حساب فارسی‌دوستی و یا پان‌فارسیسم گذاشت. رسم‌الخط زبان فارسی، گرته‌ای است از رسم‌الخط زبان عربی و لذا قابلیت‌ها و آشفتگی‌های آن متاثر از قابلیت‌ها و آشفتگی‌های این زبان (عربی) است.
البته این را هم نباید ناگفته گذاشت كه زبان فارسی با وجود قلت جمعیت گویشورانش نسبت به دیگر زبان‌های شاخه هند و اروپایی، در دوره‌هایی از تاریخ تطول خود توانسته به آنچه كه اكثریت - واقعاً و نه از سر دستور - بتوانند زبان معیار و در نتیجه رسم‌الخط معیار بپندارند، نزدیك شود؛ این هم كاملاً با آنچه فقط عده‌ای از گویشوران این زبان از جمله اعضای فرهنگستان زبان و ادبی فارسی در برخی دوره‌ها كه تعدادی‌شان هم یدی طولا در سیاستگذاری فرهنگی و زبانی دارشته و دارند، زبان معیار و یا رسم‌الخط معیار می‌پندارند، متفاوت است.
بی‌لطف نیست اگر مثال‌ها و گوشه‌هایی از این نوع سیاستگذاری فرهنگی را از زبان یكی از استادان مبرز زبان فارسی و مترجم برجسته ابوالحسن نجفی بشنویم كه اتفاقاً خود یكی از اعضاء پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی بوده و هست و به نوعی روایتگر حوادثی است كه بر زبان فارسی بعد از انقلاب رفته است؛
"واقعاً نفهمیدم که چه شد بعد از انقلاب به‌ جای کلمه ادامه کلمه تداوم پیدا شد. به‌جای اینکه بگویند ادامه بدهم می‌گویند تداوم بدهم و یا تداوم ببخشم. در هواشناسی و حتی صحبت معمولی و نوشتاری، کلمه تداوم معلوم نیست که از کجا پیدا شده و چنین کلمه‌ای در عربی امروز که نیست، اگر در عربی قدیم هم بوده به معنی مداومت نیست، به معنی دوام هم نیست".
"وقتی فعل‌های کثیرالاستعمال را هم تغییر می‌دهند و چیز دیگری می‌کنند واقعاً جای تأسف است؛ بعد از انقلاب اصرار داشتند کلمات رکیک از رادیو و تلویزیون گفته نشود و یا به نظرشان می‌آمد که بیان برخی کلمات رکیک است. یکی فعل معینِ "کردن" بود که برداشتند و به جایش "داشتن" گذاشتند و الآن تقریباً فعلِ کردن کنار رفته و همه‌ جا به‌‌ جای آن یک نوع عفت‌گرایی می‌کنند و می‌گویند داشتن؛ به‌ جای "سلام کردن"، "سفر داشتن"، "نگاه داشتن"، "حمله داشتن"، "اشاره داشتن"، "تغییر داشتن"، "تشکر داشتن"، "قدردانی داشتن"، "مشورت داشتن"، "مشاهده داشتن"، "مبارزه داشتن" و ...
البته این استاد زبان فارسی در توضیح دلیل رواج این اغلاط فارسی دست كم در 30 سال اخیر و به ویژه در رسانه‌ها، فقط به ذكر این نكته كه "واقعاً نفهمیدم كه چه شد ..." اكتفا می‌كند و گویا او هم از این ‍ل‍ِویاتانی كه به جان زبان فارسی افتاده، حیرت كرده كه در نتیجه‌گیری از بحث تئوریک‌اش در این باره می‌گوید: "ما با این کار داریم دنبال معلول می‌رویم، علّت را باید از بین برد. علّت اصلی هم این است و سال به سال هم بدتر می‌شود: آن‌هایی که از مدارس ما بیرون می‌آیند، مدرسه ابتدایی که جای خود، راهنمایی و حتی زمانی هم که دیپلم و لیسانس می‌گیرند، چیزی که یاد نمی‌گیرند فارسی‌نویسی است. چون به آن‌ها فارسی نوشتن را یاد نداده‌اند".
به هر حال من هم معتقدم نوعی دو و حتی چنددستگی و یا به قول شما هرج و مرج بر بازار تعیین رسم‌الخط و حتی فراتر از آتن وضع كلمات (و البته پاكسازی برخی از آنها) از زبان فارسی و متاثر از سیاست‌های فرهنگی موجود، به عینه مشاهده می‌شود و بر این اساس و هزاران دلیل دیگر شما حقاً مرا از ارائه هر گونه پیشنهاد برای یكنواختی این رسم‌الخط معاف خواهید داشت!



 اول صفحه

 

یادداشت

تصوير همدردى و خودويرانگرى در ادبيات

بهار در قُرق

بدون دانستن تاریخ کاری از پیش نخواهیم برد

شعر

ترجمه شعر

داستان

فکر کردن بزرگ ترین دشمن استبداد است

عاشقانه ی هارمونیک

فردین، قهرمانی در مسیر سینما

بخش ویژه

امان از دست اين نيم‌فاصله‌ها

آی با کلاه، آی بی کلاه در روزنامه های ایران

واقعاً نفهمیدیم چه شد كه ...

رسم الخط و رنجی که می بریم

معرفی کتاب

ارتباط با ما