آی با کلاه، آی بی کلاه در روزنامه های ایران*

 

‏مهدی اورند
 

شیوه نامه های ویرایشی در مطبوعات ناکام می مانند

آگاهی بر سخت آموزی خط و شیوه نگارش فارسی موضوع تازه ای نیست. اگر نهضت مشروطه را در یکصدو ده سال پیش سرآغاز تحول سیر اندیشه در ایران بدانیم آگاهی بر ضرورت بازنگری در الفبا و شیوه نگارش فارسی به لحاظ سیر تاریخی بر آن مقدم بوده است. تا انجا که حتی بسیاری از رهبران فکری جامعه در حال گذار ایران آن روز حتی تغییر الفبا را در ایران مقدمه ورود به دنیای نو می دانستند. تلاش های میرزا فتحعلی آخوند زاده، ناظم الاسلام کرمانی، میرزا ملکم، مستشارالدوله و دیگر روشنفکران پیشرو با نوشتن رساله ها و نامه ها و نشر این دیدگاه ها که البته همگی بی سرانجام بود؛ بر تقدم این اندیشه و پیش آگاهی نسبت به معضلی به نام خط فارسی دلالت می کند. اما ایده تغییر خط فارسی که به احتمال تحت تاثیر آشنایی روشنفکران قرن گذشته با زبان و خط غربی، نشر کتاب و ورزنامه و تکنولوژی چاپ و تحولاتی از این دست حاصل شده بود عموما خام دستانه و ساده لوحانه بود. تنها منافع آن در چشم بود و از آسیب های جدی این انقلاب در نوشتن غفلت می شد. تحولات مشروطه و بگیر و ببندهای آن چنان گسترده و ناگهان بود که برای سال ها فکر تغییر خط و الفبای فارسی ناگشوده رها شد.(1)
در میان کشورهایی که عموما به درست یا غلط خط و شیوه نگارش خود را اسلامی می دانند این تغییرات با مخالفت های مذهبی هم همراه بود و تنها در ترکیه تغییر خط موفقیتی دردناک را به دنبال داشت. اگر چه امروز در ترکیه همه با الفبای مصوب جمهوریت نوپای آتاتورکی می نویسند و می خواند اما این توفیق در جاانداختن شیوه ای آسان در نوشتن به قیمت غریبه شدن نسل سوم این تغییر خط با بخشی از میراث مکتوب پیشینیان تمام شد. هزینه های این تغییر در ایران با آن حجم عظیم میراث مکتوب مسلما بسیار بیشتر بود. تغییر خط البته در تغییر گفتار هم موثر است و از این راه لایه ای از زبان را تغییر می دهد چنان که می توان در میان نسل امروز جوانان ترک در ترکیه با نسل پیشین آنها در تلفظ بسیاری حروف این تفاوت را دریافت. با حذف برخی حروف از الفبا و پس از آن و به تبع آن از گفتار، شیرینی ادبیات کهن فارسی که متکی بر شنیدار است زایل می شد. خب، بسیاری می گویند بشود و بسیاری از آن در هراس هستند اما امروز ظاهرا کل موضوع دیگر منتفی است.
معضلی به نام رسم الخط و شیوع شیوه نامه ها
سال هاست دیگر تحرکی در میان اهل فن برای تغییر خط فارسی و غلبه بر مشکلات آن دیده نمی شود انجمن هایی که تا همین 40 سال پیش برای تغییر خط فارسی مطالعه می کردند و حتی توانسته بودند با جلب نظر رسانه ها و به ویژه رادیو و تلویزیون ایده های خود را طرح کنند، تعطیل شده اند و به نظر می رسد فکر ترمیم این خط به جای اندیشه تغییر مستقر شده است. برای ترمیم خط فارسی شیوه نامه های بسیاری منتشر شده اند؛ اما معضل همچنان باقی است. حتی می توان گفت بسیاری از شیو نامه های نگارش خط فارسی که به همت استادان ادبیات فارسی و پژوهشگران و ویراستاران سرشناس منتشر شده به دلیل گوناگونی پیشنهادهای ویرایشی کار را پیچیده و اتفاق نظر بر یک شیوه را سخت تر کرده است. انتشار و تلاش عموما ناکام برای رعایت این شیوه نامه ها نه تنها در میان ناشران، روزنامه ها و نشریات بزرگ که حتی در میان سازمان ها و نهادهای اداری و دولتی نیز دیده می شود.(2) پدیده ای که بیش از آنکه نشانه حرکت به سمت یکدستی شیوه های ویراشی باشد؛ نشانه سوق پیداکردن موضوعی علمی و مهم به سوی دخالت سلیقه های مختلف و متضاد است. این مساله را باید مهم ترین چالش در شیوه نوشتن خط فارسی دانست حال آنکه نظام آموزشی خود راه دیگری را برگزیده و به عنوان مهم ترین سامانه تثبیت شیوه نوشتن فارسی از تناقض ها و اشتباه های بسیاری رنج می برد. پیداست کسانی که از این نظام آموزشی و تحت تاثیر تشتت شیوه های ویراشی وارد فضای حرفه ای رسانه های مکتوب می شوند اصول ویراشی منظم و قاعده مندی ندارند و نمی توان امید داشت که فضای رسانه ها خود مروج شیوه ویرایشی درست و تثبیت شده ای باشد.
انتشار رسانه های مکتوب در ناکارآمدی شیوه های ویرایشی
به کار گیری ویراستاران و شیوه های ویرایشی یکدست در مطبوعات نیز تا آنجا که دیده ام نتوانسته است موثر واقع شود. این ناکامی علل گوناگونی دارد. نخستین علت را باید در خط فارسی جست که قابلیت چسبیدن غالب حروف در آن وجود دارد. حروفش پر از نقطه و تشابه است و ... . اصرار بر جدانویسی و رعایت نیم فاصله ها اگر چه علمی ترین پیشنهادی است که تا کنون طرح شده است و تا حد زیادی نیز مورد توافق قرار گرفته است در روزنامه ها با مقاومت رو به رو می شود. نمونه خوان ها و ویراستاران در اجرای شیوه نامه ها معمولا با اعضای تحریریه و کادر فنی درگیر هستند سرانجام و ناچار کوتاه می آیند چون نمی توان نمونه حروف چینی شده و صفحه بندی شده را مدام با علامت های قرمزرنگی که از آبدارچی گرفته تا سردبیر نسبت به آن حساسیت پیدا کرده اند، برای تصحیح بازگرداند. از سوی دیگر نسخه های فارسی ساز شده نرم افزار های حروف چینی و صفحه بندی انعطاف پذیری لازم را در برابر خط فارسی ندارند و اجرای شیوه نامه هایی مغایر با مبنای برنامه نویسی شده کار را مشکل می کند. معمولا این خط فارسی است که به امکانات موجود، کمبود نیروی انسانی، ناکارامدی سیستم رایانه، ضیق وقت و ... تن می دهد و از شیوه نامه مصوب عدول می کند.این تنها در مورد ویرایش خط است در مورد نشانه گذاری ها وضع از این هم بدتر است. به همین دلیل معمولا نوشته های علمی در مطبوعات، یا نوشته هایی که سعی دارند اسلوب ویژه نویسنده را با خود حفظ کنند؛ به دلیل حذف نشانه گذاری هایی که در سیستم فنی دست و پاگیر می نماید ناخوانا و غیر قابل فهم می شوند چرا که نه تنها این نشانه گذاری ها برای کاربست در خط لاتین تعریف شده اند و در خط فارسی بیگانه به نظر می رسند و بر سر به کار بردن کاما و نقطه کاما گرفته تا نشانه های دیگر اختلاف نظر جدی وجود دارد در تبدیل نسخه های غیر فارسی نرم افزار های صفحه بندی به نسخه فارسی مشکل ساز خواهند بود.
تهدید و بحران در خط فارسی و مسوولیت های مغفول
همه اینها در شرایطی است که رواج کار با اینترنت و نوشتن در وب گاه ها و شبکه های اجتماعی کلا خط فارسی را با تهدید بزرگ تری مواجه ساخته است. شکل نوشتن در فضای مجازی کم کم خط فارسی را نامفهوم می کند. در برابر این تهدید نقش رسانه ها برای حفظ همین خط با همه کاستی ها و دست و پاگیری هایش اهمیت بیشتری پیدا می کند. شاید با حذف واسطه های اصلاح متن در مطبوعات بتوان تا حدی اجرای یک شیوه نامه ویرایشی را مقدور ساخت. برای این منظور اولا باید خارج از بحث و جدل های علمی یا سلیقه ای یک شیوه نامه نگارشی واحد از سوی یک سازمان مسئول برای مطبوعات تعریف شود و همه ملزم به رعایت آن باشند و استادان بزرگ، دعوا بر سر نوشتن «آنکه» یا «آن که» را فدای حل اغتشاشات بزرگ نوشتاری ای کنند که کل رسم الخط فارسی را تهدید می کند و بر یک شیوه واحد پای فشارند تا یک روزنامه نگار مجبور نباشد ده ها شیوه نگارشی را برای کار در ده نشریه مختلف بیاموزد و خود را به رعایت آن در هر نشریه جداگانه عادت دهد و از سوی دیگر باید یک خبرنگار یا نویسنده مطبوعات خود بسنده باشد یعنی خود به این توانایی رسیده باشد که متن خود را با رعایت این شیوه ها حروفچینی و اصلاح کند تا از دخالت سلیقه نمونه خوان و ویراستار و حروفچین در تهیه یک متن مطبوعاتی کاسته شود.

*درعنوان نوشته از نام نمایشنامه «آی با کلاه،آی بی کلاه» دکتر ساعدی استفاده کرده ام.
1- برای اطلاع بیشتر از سرنوشت بی سرانجام تغییر خط فارسی نگاه کنید به: از نیما تا روزگار ما، یحی آرین پور،جلد سوم، تهران ١٣٧٤ و نیز بحث های پراکنده در: مشروطه ایرانی، ماشاالله آجودانی، نشر اختران،1386
2- به عنوان مثال روزنامه همشهری شیوه نامه ویژه ای دارد که دائما بازنگری می شود. بقیه روزنامه ها نیز کم و بیش شیوه نامه های ناقص و متفاوتی دارند.نشر دانشگاهی شیوه نامه ای دارد که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد و فرهنگستان زبان و ادب فارسی هم شیوه نامه دیگری دارد. در مورد انتشار شیوه نامه های نگارشی برای سازمان های دولتی، شیوه نامه دکتر حسن ذوالفقاری برای اداره انتشارات وزارت جهاد کشاورزی به خاطرم مانده است و نهایتا اینکه شیوه نامه های بسیاری با قوت و ضعف نوشته شده اند که همه ارزشمندند اما نه در اثری که بر تشتت شیوه نگارش خط فارسی داشته اند.


 اول صفحه

 

یادداشت

تصوير همدردى و خودويرانگرى در ادبيات

بهار در قُرق

بدون دانستن تاریخ کاری از پیش نخواهیم برد

شعر

ترجمه شعر

داستان

فکر کردن بزرگ ترین دشمن استبداد است

عاشقانه ی هارمونیک

فردین، قهرمانی در مسیر سینما

بخش ویژه

امان از دست اين نيم‌فاصله‌ها

آی با کلاه، آی بی کلاه در روزنامه های ایران

واقعاً نفهمیدیم چه شد كه ...

رسم الخط و رنجی که می بریم

معرفی کتاب

ارتباط با ما