
شعر ترجمه
بختیار وهاب زاده ( شاعر كشور آذربایجان)


ترجمه : علیرضا ذیحق
برای دخترم
می آیی و می روی
بر روی چشم ام
دریغا ، نمی دانی
چه می گوید ، چه می پرسد پدر؟
ازنگاهت ، چهره ات
هر حرفِ گفته
ته ِقلبِ تو می خواند پدر!
چشمانت
سخن می گویند،
فقط سخن
میخواهم اما بدانم ،
نازنین ْ فرزند
برآن شاخه كه پرگشودی
گرمت هم هست یانه ؟
ملامت نكن
زندگی را می شناسم من
چرخ وفلك را عقب
مگرمی شود راند ؟
پدر ، تخت طلا نیز
به اولادش می دهد ولی
بخت طلا را
كدامین پدر
هدیه می تواند كرد ؟
می آیی ، می روی
عوض گشته اما
حرفهامان ، سؤالهامان ...
این تو
این هم من .
طوری می روی و جوری می آیی
پنداری تو این خانه نبود
زادروزت ، خنده ات ، برنایی ات !
یك كم بیگانه
اندك خجالتی
اما من
همان دخترم را می خواهم
كه هرچه تو دل داشت
به من می گفت
از من می خواست .
می آیی مثل یك مهمان
رفتن ات نیز
همچو مهمان
راستی ،
این قدر، غریبی چرا ؟
چه زود آن خوی و خصلت فرق كرده ؟
نپندار شِكوه مندم یا پُر گلایه
نه ، نه ، خیلی هم شادم .
عاشق شو ، تا عاشقت باشند ...
از ما گذشت ،
دلتنگ تواَم .
مراقب باش ، محبت را
عشق را
از هر لكه ای
هرجا و هرزمان
گل ِ نازم .
پشت و پناهت را
درخانه ی پدر...
سعادت را اما
در خانه ی شوهر بجوی
دخترم ،ناز گُلَك ام .

شعری از مایکل کولیر
برگردان
به فارسی: مهرداد شهابی
پرندگانی در رویا
یکی پرهایی داشت شبیه به ماهی گُلگونِ حوض،
دیگری دمی همچون رشتههایی رنگی.
یکی «توکا»یی بود با بالهایی گسترده و ارغوانی،
دیگری «دارکوب»ی با سری مجروح.
جملگی بال و پر زنان
توگویی برگهایی بودند آشفته و گریزان،
درخشان و سرگردان،
در آسمانی ملتهب.
و بازمیگشتند پس از آرامش آسمان.
و «مرغِ یخ 1» که در اعماق زمین
و دور از آب،
در لانهاش محصور شده بود.
همه چیز واقعیست و نیست!
آنها که نامی داشتند یا نداشتند!
سایههایی بانام و بینام از پرندگان،
شبهنگام، دستهایم میتوانند پرهایت را لمس کنند
آنگاه، پاک میکنم خون تازه را از بالهایت،
ای که از تاریکی نور به ارمغان آوردی
و فاصلهها را پیمودی،
تا در وجود من
آرام گیری.
Birds Appearing In A Dream
One had feathers like a blood-streaked koi,
another a tail of color-coded wires.
One was a blackbird stretching orchid wings,
another a flicker with a wounded head.
All flew like leaves fluttering to escape,
bright, circulating in burning air,
and all returned when the air cleared.
One was a kingfisher trapped in its bower,
deep in the ground, miles from water.
Everything is real and everything isn’t.
Some had names and some didn’t.
Named and nameless shapes of birds,
at night my hand can touch your feathers
and then I wipe the vernix 2 from your wings,
you who have made bright things from shadows,
you who have crossed the distances to roost in me.
by Michael Collier
1 در زبان فارسی بیشتر به نام
«ماهیخورک» یا «کولیخوره» معروف است.
«مرغِ یخ» ترجمهی “ice-bird” میباشد که یکی از القاب
“kingfisher” (لغت اشاره شده در متن انگلیسی شعر) در زبان انگلیسی
است. همچنین، “ice-bird” خود ترجمهی انگلیسیِ نام این پرنده در
زبان آلمانی است (نام پرنده در زبان آلمانی: “eisvogel” متشکل از
دو جزء “eis-”به معنای یخ و “-vogel” به معنای پرنده).
اگرچه برخی مشاهدات مستقل و تائید نشده از توانایی صید ماهی توسط
این پرنده در فصل زمستان حکایت میکند [2]، تحقیقات نشان میدهد
سرمای شدید و طولانیمدت و به ویژه بروز یخبندان موجب کاهش
چشمگیر جمعیت «مرغِ یخ»(!) میباشد [3]. به این ترتیب، وجود لغت
“eis” (معادل با “ice” در زبان انگلیسی) در نام آلمانی این پرنده
از منظر زبانشناسی مورد چالش قرار میگیرد. این در حالی است که در
اکثر زبانهای دیگر نام این پرنده صرفاً بر توانایی او در صید ماهی
دلالت دارد.
Theo Vennemann در کتاب Europa Vasconica - Europa Semitica
نظریهای را پیرامون شکلگیری لغت “eisvogel” مطرح میکند، که بر
اساس آن واژهی مذکور تغییر یافتهی واژهی “isern” در زبان Old
Engish و یا “isarno” در زبان Old High German میباشد، که ترجمهی
لغوی آنها برابر با «عقابِ یخ» (ice-eagle در زبان انگلیسی) خواهد
بود. Vennemann پس از تحلیل و ارائه دو قرائت متفاوت از واژههای
اخیر، اشاره میکند که ترجمهی «عقابِ یخ» تنها زمانی صحیح خواهد
بود که “isern” و “isarno” را واژههایی ذاتاً Germanic (Old
English و Old High German هر دو از زیرشاخههای زبان Germanic
هستند) بدانیم (جزء اول “is-” به معنای یخ و جزء دوم به عنوان
مشتقی از -earn/-arn به معنای عقاب). اما اگر این واژهها از زبان
دیگری به زبان Germanic وارد شده باشند، تحلیلها به گونهی دیگری
خواهد بود. Vennemann با ارائهی دلایل خود اصالت واژههای مذکور
را در زبان Basque جستجو میکند و نشان میدهد که جزء اول در این
واژهها میتواند “iz-” به معنای «آب»/«آبی» باشد، که احتمالاً پس
از ورود به زبان Germanic به لغت متشابه الصوت “is-” به معنای «یخ»
تغییر یافته است [4].
Vernix,
also known as Vernix caseosa, is the waxy or "cheesy"
white substance found coating the skin of newborn humans [1]
منابع:
[1] Academic dictionaries and encyclopedias
<http://en.academic.ru/dic.nsf/enwiki/243190> (Aug. 2010).
[2] Oregano, “‘Ice bird’: Kingfisher in the cold”, Great
Outdoors,
<http://outdoors.blog.co.uk/2010/01/08/ice-bird-kingfisher-in-the-cold-7715839/>
(Aug. 2010).
[3] Lodewijk van Duuren (CBS) and Arjan Boele (SOVON),
“Kingfisher threatened by winter cold”, Statistics Netherlands
(CBS),
<http://www.cbs.nl/nr/exeres/13CA9400-5B4D-45BB-B7AC-40035975CA34.htm?RefererType=RSSItem>
(Aug. 2010).
[4] Theo Vennemann gen. Nierfeld, Patrizia Noel Aziz Hanna
(editor), “German Eisvogel, Greek halkyốn, English alder: A
study in Old European Etymology” in: Europa Vasconica - Europa
Semitica (Trends in Linguistics, Studies and Monographs 138),
Berlin (Mouton de Gruyter), 2003, pp. 315–342; cited in:
<http://books.google.com/books?id=tyU1FymabrgC&printsec=frontcover&dq=Europa+Vasconica+-+Europa+Semitica&source=bl&ots=sI7UCqmT6D&sig=BxMSxvi2wAJXURvTzukSvymBjEw&hl=en&ei=aFxfTMznHdCfOO_b8ZQP&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=1&ved=0CBIQ6AEwAA#v=onepage&q&f=false>.
 |