درباره‌ي شعر علي باباچاهي

مجتبی پور محسن

در سال‌هاي اخير در مقالات، مصاحبه‌ها و بحث‌هايي كه پيرامون شعر ايران نوشته يا شنيده شده، بارها عبارت «شعر دهه هفتاد» به گوش خورده است. بسياري از دست اندركاران ادبيات شعري ايران كوشيده‌اند كه مختصات شعر دهه اخير را توضيح دهند. گروهي به اشتباه شعر دهه هفتاد را فقط متعلق به شاعراني با سن و سال مشخص دانسته‌اند و برخي ديگر با رد تمام دستاوردهايي ارزشمند شعر در اين دهه، به كلي منكر اصل قضيه شده‌اند.
در اينجا به هيچ وجه قصد ندارم به درستي يا نادرستي ادهاهاي مختلف بپردازيم كه اصلاً چنين قضاوتي چندان منطقي هم نخواهد بود. اما چيزي كه جاي خالي‌اش در مطبوعات بشدت احساس مي‌شود معرفي چهر‌ه‌هاي تأثيرگذار بر شعر دهه هفتاد است. اگرچه عدم استقبال از شعر سال‌هاي اخير (كه فقط محدود به شعر نيست و تمام حوزه‌هاي كتاب را در بر مي‌گيرد) دلايل متعددي دارد كه به نقدي فرهنگي اجتماعي نياز دارد اما آشنا نبودن مخاطبان با چهره‌هاي شعر دهه هفتاد يكي از علل، دوري از شعر امروز ايران محسوب مي‌شود.

نخستين چهره‌يي كه در اين جا به بحث گذاشته مي‌شود، علي باباچاهي است. قبل از هر چيز بايد اين گمان غلط را از نظر دور شود كه تقدم و تأخر در معرفي، نشانه ميزان تاثيرگذاري شاعر است. علي باباچاهي، شصت و يك ساله است و اين ويژگي نه تنها بر حرفه او تأثيري منفي نگذاشته بلكه از اين حيث كه پس از كسب تجربه‌هاي فراوان همچنان به دنبال تجربه كردن است، قابل توجه است.

باباچاهي در دهه هفتاد بسيار پركار بوده و چاپ چهار مجموعه شعر و البته سه اثر تحقيقي در حوزه شعر، كارنامه او را بسيار پربار كرده است. جدا از اينها او در حيطه ژورناليسم ادبي هم به طرز چشمگيري فعال بوده است. او سال‌ها مسئوليت صفحات شعر مجله «آدينه» را بر عهده داشت كه برخي اعتقاد دارند يكي از مهمترين تريبون‌ها براي توليد شعر دهه هفتاد بوده است. آدينه از معدود مجلاتي بود كه بخصوص در نيمه اول دهه هفتاد به چاپ شعر شاعران جوانتري پرداخت كه بعدها حرفهاي زيادي براي گفتن داشتند. تجربه باباچاهي در آدينه نه تنها فرصت خوبي را براي پويايي شعر دهه هفتاد فراهم كرد بلكه سبب شد تا خود او نيز از تحولات شعري دور نماند و بكوشد تا همگام با شاعران جوان حركت كند. حتي برخي از منتقدان باباچاهي اعتقاد دارند كه او تحت تأثير شعر جواناني قرار گرفته است كه خود نقش مهمي در مطرح كردنشان داشته است. او در پايان دهه هفتاد يك بار ديگر ژورناليسم ادبي را تجربه كرد. اما همكاري او با مجله «نافه» فقط به چند شماره محدود شد اما نخستين مجموعه شعر علي‌باباچاهي در دهه هفتاد «نم نم بارانم» نام داشت كه در سال 1375 منتشر شد. اين كتاب مشتمل بر سي‌ و پنج شعر و موخره‌يي بود كه در آن شاعر به بررسي شعر معاصر ايران پرداخته و شعر «پسانيمايي» را مطرح  كرد. او شعر فارسي


تجربه باباچاهي در آدينه نه تنها فرصت خوبي را براي پويايي شعر دهه هفتاد فراهم كرد بلكه سبب شد تا خود او نيز از تحولات شعري دور نماند و بكوشد تا همگام با شاعران جوان حركت كند.

را در چهار قرائت بررسي مي‌كند. قرائت اول را پيش‌نيمايي، قرائت دوم را نيمايي، قرائت سوم را غيرنيمايي و قرائت چهارم را پسانيمايي مي‌نامد و پس از استفاده از زبان روزمره، شورش عليه راحت‌طلبي زبان، بي‌اعتنايي به ايدئولوژي‌ها، تجربه در حال نوشتن و را از ويژگي‌هاي شعر پسانيمايي مي‌داند. او همچنين از سفيدخواني و گرايش به جنبه‌هاي غيردستوري زبان معيار اشاره‌ مي‌كند. اما اينكه شعرهاي جنبه‌هاي غيردستوري زبان معيار اشاره مي‌كند. اما اينكه شعرهاي مجموعه «نم‌نم بارانم» تا چه حدي از اين ويژگي‌ها برخوردار بوده است، پاسخ صريحي ندارد.

شعر «سفيدها را بخوان» از اين مجموعه مي‌تواند گوياي نوع شعرهاي «نم‌نم بارانم» باشد: بي‌تو نمي‌گيرتم فرار/ حالا بگو كه فلاني سخت تهراني شده/ در شعرهاي اخيرش به جاي هر چه/ از چراغ قرمز و/ چتري كه خيس/ و اين اواخر اهل حساب و كتاب است/ در نوشته‌هايش هم/ چراغ سبزي روشن مي‌شود/ اما/ رو به نمي‌دانم كجا، بي‌تو، فلاني كه سخت/ و نمي‌گيرتم قرار/ و ديگر اينكه مادرزاد عاشق تو بوده‌ام/...         (نم‌نم بارانم صفحه 90)
اما برخی منتقدان اعتقاد دارند كه آنچه او سفيدخواني مي‌نامد چيزي جز ابترنويسي نيست و در واقع شعر او نه تنها گستردگي معنا ايجاد نمي‌كند بلكه با جمله‌هاي نيمه كاره صورت مسأله را پاك مي‌كند.

«منزل‌هاي دريا بي‌نشان است» عنوان مجموعه شعر دوم علي‌باباچي در دهه هفتاد است. اين كتاب از آن جهت كه خود شاعر اعلام كرد كه بايد قبل از نم‌نم بارانم منتشر مي‌شد، كمتر مورد نقد قرار گرفت. در واقع تاكيد باباچاهي بر اين نكته، سيگنالي بود كه او براي منتقدان فرستاده تا سير شعر او را با اين كتاب نسنجند «عقل عذابم مي‌دهد» مجموعه حدود چهل شعر و موخره‌يي درباره شعر پسانيمايي است. باباچاهي در اين موخره به ادامه بحثش درباره‌ شعر پسانيمايي مي‌پردازد. او تفاوت‌هاي شعر غيرنيمايي و شعر پسانيمايي را تحت عناوين وزن، چند آوايي، گريز از شگردها و اشكال فرسوده، اصوات و عبارت‌هاي سنگ شده، تشبث بر پديده‌ها و عناصر غير لازم، آشنايي‌زدايي از لحن شعرگفتاري، تصويرگرايي يا تصويرگريزي، تك محوري يا تعدد محوري، نحوگرايي يا نحو گريزي؟ زبان كالايي يا غيركالايي؟ پايان‌بندي شعر و شعر پسانيمايي و تجربه ديگران بر مي‌شمارد. با چاپ اين مجموعه اهالي شعر توجه بيشتري به بحث شعر پسانيمايي كردند. اگر چه بخش اعظم اين توجه به مخالفت اختصاص داشت از جمله انتقاداتي كه به شعر پسانيمايي وارد شده اين است كه مشخصاتي كه او بر مي‌شمارد در ذات شعر وجود دارد و نمي‌توان آن را معيار نوع خاصي از شعر قرار داد. بعضي از منتقدان هم به مثال‌هاي مورد اشاره باباچاهي ايراد گرفتند و اين پرسش را مطرح كردند كه آيا شعر پسانيمايي فقط يك شاعر، آن هم علي‌باباچاهي را دارد؟ با اين حال شعرهاي مجموعه «عقل عذابم مي‌دهد» نسبت به شعرهاي نم‌نم بارانم تا حدود زيادي متفاوت بودند. در شعرهاي «عقل» تغزل بيشتري به كار رفته است و به همين دليل كمتر مي‌توان ويژگي‌هاي شعر امروز را كه بيشتر چالش برانگيز است در آنها پيدا كرد. اما در بعضي از شعرهاي كتاب هم مي‌شود سطرهاي درخشاني را خواند: همه چيز خنده‌دار است /از بي‌قراري‌هاي در باران گرفته/ تا بي‌قرارهاي در باران گرفته/ تا بي‌قراري‌هاي در باران/ از من گرفته/ تا برسيم به شما/ و ايشان / خدا به شما/ دو چشم سياه داده/ شوخي و شيطنت داده/ و به ايشان دو شاخ تيز با اين همه/ ما به قصاص هم محكوم نشديم/اما در مراسم ترحيم / ما كه چند سال بعد صورت گرفت/...

(از فرط خنده صفحه 100)

و بالاخره كتاب «قيافه‌ام كه خيلي مشكوك است» آخرين مجموعه شعر منتشر شده باباچاهي است. او در شعرهاي اين كتاب بار ديگر دست به تجربه زده است تا نمونه‌هاي بهتري از «شعر پسانيمايي» را خلق كند. تلاش او براي فاصله گرفتن از راحت‌نويسي شعرهاي «عقل عذابم مي‌دهد» كاملاً مشهود است. اما باز هم گرفتاري او دربندي كه خود به دور خود  تنيده است، محسوس است. به نظر  مي‌رسد او در شعرهايش مي‌خواهد  حرف‌هايش را  درباره


علي‌باباچاهي، شاعري باهوش است. او هميشه از منتقدانش استقبال مي‌كند و توجه زيادي به شعر نوآمدگان دارد.

شعر پسانيمايي ثابت كند و اين مساله باعث مي‌شود كه قوه خلاقه شاعر محدود شود. در موخره اين كتاب نيز متن چندو بالاخره كتاب «قيافه‌ام كه خيلي مشكوك است» آخرين مجموعه شعر منتشر شده باباچاهي است. او در شعرهاي اين كتاب بار ديگر دست به تجربه زده است تا نمونه‌هاي بهتري از «شعر پسانيمايي» را خلق كند. تلاش او براي فاصله گرفتن از راحت‌نويسي شعرهاي «عقل عذابم مي‌دهد» كاملاً مشهود است. اما باز هم گرفتاري او دربندي كه خود به دور خود تنيده است، محسوس است. به نظر مي‌رسد او در شعرهايش مي‌خواهد حرف‌هايش را درباره شعر پسانيمايي ثابت كند و اين مساله باعث مي‌شود كه قوه خلاقه شاعر محدود شود. در موخره اين كتاب نيز متن چند گفت‌ و گوي باباچاهي آمده است. او در اين مصاحبه‌ها نيز از مباني شعر پسانيمايي دفاع مي‌كند. اگر چه خود او نيز هرگز «شعر پسانيمايي» را به عنوان نسخه‌يي براي آينده تجويز نمي‌كند اما به هر حال بخشي از توان ادبي‌اش را براي توضيح و تثبيت اين ايده صرف مي‌كند.
علي‌باباچاهي، شاعري باهوش است. او هميشه از منتقدانش استقبال مي‌كند و توجه زيادي به شعر نوآمدگان دارد. اينكه او در دهه هفتاد شاعر موفقي بوده يا نبوده. بحث اين مقال نيست. آنچه اهميت دارد اين است كه او برخلاف بسياري از هم نسلانش لزوم تجربه در لحظه را فهميده است و حالا در هفتمين دهه عمرش همچنان به متفاوت‌نويسي فكر مي‌كند، هر چند اگر متفاوت ننويسد. متأسفانه در ايران شاعران معمولاً پس از چهل سالگي خودشان را تكرار مي‌كنند اما خوشبختانه باباچاهي در همين سن و سال در يافته است كه بايد از تكرار بگريزد.
در يكي از گفت‌ و گوهاي كتاب «عقل عذابم مي‌دهد» مصاحبه‌ كننده از باباچاهي مي‌پرسد:«فرض كنيد يك روز صبح از خواب بيدار شديد و ديديد كه نمي‌توانيد ديگر شعر بگوييد، چه مي‌كنيد؟» و علي‌باباچاهي در جواب مي‌گويد:«خب، زحمت را كم مي‌كنيم» منتظر كتاب ديگري از علي‌باباچاهي مي‌مانيم و اين انتظار كمترين زحمتي است كه بر دوش شعر ايران مانده است.


 
 

انسان و نوين اسطوره هايش

محروم از چشم های جادويی «اشتراوس»

"هنر رمان" و تقابل داستانی

عجايب چيزیه اين حکايت نمک

داستان

درباره ي شعر باباچاهی

باباچاهي و شعر پلی فونيک!

 

شعر

 درباره هنر مدرن

 

معمار سينماي مدرن  

 

گفتگو

 معرفی کتاب